چند توصیه نهایی دربارۀ مطالعه:
- با ریزعادت شروع کنید و با ریزعادت ادامه بدهید.
- روزی دو صفحه کتاب خواندن بهتر از این است که آخر هفتهها صد صفحه بخوانید.
- ریزعادت، شروع مطالعه را برایتان آسانتر میکند. و بعد از مدتی میبینید که در بسیاری از روزها، به محض شروع دلتان میخواهد بیش از دو صفحه بخوانید.
- نکات بعدی بر اساس پرسشها و دغدغههای شما به متن درس افزوده خواهد شد.
- شاید مطالعۀ این مطلب هم برایتان مفید باشد: کتاب خریدن و کتاب خواندن | راهنمای کامل یک شکارچی کتاب
[wp-svg-icons icon=”file-3″ wrap=”i”] تمرین:
- شما چه پیشنهادهایی برای مطالعۀ موثر دارید. ایدههای خودتان را با ما به اشتراک بگذارید.
- بهترین کتابی را که تاکنون خواندهاید به ما معرفی کنید.
من مدتهاست که نوشتن ومطالعه را از اولویتهای روتین قرار دادم.بنظر خودم باتوجه به تجربه این چند ماهه،مطالعه درهمان نیم ساعت اول صبح به نسبت ساعات مطالعه درطول روزم از کیفیت بالایی برخوردار است.در طول روزهم تلاش میکنم طبق برنامه ریزی با الهام از ۵دقیقه های استاد،هر وقت فرصتش پیش میاد مطالعه رو داشته باشم.که این کار باعث رضایتم تا حالا شده است.کتابهایی که دوست دارم واز خواندنشان لذت می برم،کتاب صحنه پردازی در رمان وکتاب بیست کهن الگوی پیرنگ هستند.با کند خوانی وآرامش از خواندن اینها لذت میبرم.کتابهای دیگری هم دم دست دارم که در طول روز از هر کدام چند صفحه نیخوانم برای پرورش دامنه لغات.
درس پانزدهم ماه دوم: نکات نهایی-24آذر1400
به محض روبرو شدن با این تمرین های ده هفته ای، وضعی جدید برای خودم رقم زدم. متعهد شدم که تمامی کتاب های معرفی شده طی کلاس را بخوانم.آن وقت سهم هرروز من 15 الی20 صفحه میشد.نمی توانستم به قدرکافی با تمرکز مطالعه کنم. سهم هر 5 دقیقهء من حجم مشخصی را شامل میشد. حتی همان 5 صفحه هم برای خواندن زیادی بود. پیشتر کند خوانی میکردم. سپس استاد طی لایوی اعلام کرد که کندخوانی یک مهارت است. ونباید برای خواندن کتاب، از آن بزن در رو ها باشیم. از همان شب بود که این تلنگر به من واردشد.
برای خواندن ونوشتن بهتر است همیشه یک مکان ثابت داشته باشیم. روز گذشته جایم را به میز تحریر تغییر دادم. به شدت سرعت انجام تمرین هایم با افت مواجه شد. من نتوانستم به حد مطلوب، چیزی بخوانم وبنویسم. این شد که دوباره از عرش به فرش اتاق نزول کردم و خودم را به یک صفحه رمان در آخر شب دعوت کردم. متعهد شدم هرشب یک صفحه رمان بخوانم. هم میتوانم با آرامش خاطر به انجام این کار بپردازم وهم خودم را از نعمت رمان خوب محروم نکرده ام. در حال حاضر مشغول به خواندن رمان دائی جان ناپلئون اثر ایرج پزشکزاد هستم. به علاوه چالشی 10روزه در صفحهء اینستارامم راه اندازی کرده ام. طبق این چالش متعهد شده ام که هرشب ساعت 10 یک صفحه را با آن ها به اشتراک بگذارم. رنگ اطلاعیهء این چالش را هم نارنجی انتخاب کرده ام. به علاوه با توجه به محدودیت اینستاگرام درحجم وشکل ارائهء کتاب، پی دی اف آن را هم در وبسایتم قرار میدهم تا پاخوری آن از همین ابتدا حرف نداشته باشد.
بهتر است برای تغذیهء مطالعاتی خود حجمی تعیین نکنیم. برای مثال چندروزی است که روی دوپاراگراف از کتاب مرغ دریایی مانده ام. به حدی متوجه لطف مترجم شده ام که حد ندارد. مرغ دریایی با وجود کم حجم بودنش پر از حرف است. به کارگیری درست جایگاه علائم نگارشی، روابط علت ومعلولی جملات، استفاده از تعلیق با استفاده ازعلامت های نگارشی، همه وهمه منجر به شکل گیری ایدهء 2 تا از پست هایم شد.پست هایی که به لحاظ شکل وحجم وتیتر، متفاوت تر از سایر پست ها هستند و با اشتیاق خوبی از سمت مخاطبان صفحه ام روبرو شد.
درحال حاضر سعی دارم کتاب مرغ دریایی را ریز به ریز بخوانم وبه همان شکل مورد بررسی قرار دهم. برای صحبت کردن از آن هم یک فایل جداگانه باز کرده ام. رفته رفته موضوع تعلیق وعلائم نگارشی در آن تخصصی تر میشود و مرا به یادگرفتن وپیگیری دربارهء درس های ویراستاری وامیدارد.
من دچار ریزه خواری عصبی بودم و وقتی هیجان زده می شدم ناخوداگاه دنبال راهی برای القا ارامش به خودم بودم. و جز چشیدن و ناخنک زدن به خوراکی هایی که دوست داشتم راهی نمی شناختم. اخیرا وقتی این حس سراغم می آید دست به قلم و کاغذ یا کتاب می شوم می نویسم و یا چند صفحه ای می خوانم.
با این کار هم ذهنم آرام می شود، هم از زمانم استفاده کرده ام هم اخر هر ماه مشاور تغذیه ام را ناامید نمی کنم 🙂
کتاب خوب زیاد است و انتخاب یکی از آن ها مثل ترجیح دادن یکی از فرزندان به دیگری است. اما از لحاظ تاثیر گزاری در بازه ای از زمان می توانم بگویم کتابی که در سختترین شرایط زندگیم تاثیر زیادی روی من گذاشت و نگرشی تازه به من داد، کتاب رازهایی درباره زندگی از باربارا دی انجلیس بود و مقدمه ای شد برای افزایش خودباوری و تغییر جهانبینی ام.
بنظرم اگر این قرار باشد کتاب خوانی به یک عادت نهادینه تبدیل شود بهتر است برای این کار زمان مشخصی در نظر گرفته شود البته حال و هوای آدم همیشه ثابت نیست و در شرایط مختلف متفاوت است اما من خودم با توجه به زمان کمی و مشغله هایی که در طول روز دارم ترجیج میدهم مطالعه را به شب ها قبل خواب اختصاص دهم
دریک کتاب خواندم که قول هایی که به خودمان می دهیم مهم تر از قول هایی هست که به بقیه می دهیم پس برای اینکه نوشتن و خواندن را درخود به یک عادت تبدیل کنیم می توانیم به خودمان قول دهیم که هرروز حداقل یک صفحه کتاب بخوانیم و یک صفحه هم بنویسید.
یا اینکه میتوانیم برای خود جایزه تعیین کنیم اینطوری انگیزه ما برای خواندن و نوشتن هم بیشتر می شود.
بهترین کتابی که خواندم ما یک نفر از سارا کروسان
من میگویم برای خودمان جایزه تعیین کنیم.آهای فلانی اگر امروزبتوانی 50 صفحه کتاب بخوانی می توانی بروی مغازه و برای خودت چیز میز بخری و مشغول خوردن شوی.و……خیلی چیزها و جایزه های دیگر
سرودکریسمس/چارلز دیکنز
هرشب قبل خواب کتاب بخوانید 🤓
اصلا کتاب خواندن قبل از خواب باید یک قانون شود تا هیچ کس نیازی به قرص آرامش بخش و قرص خواب پیدا نکند 😴
نمیدونم کتاب خواندن چه اثری روی چشمها دارد یا چه تضادی با پیشرفت سرانه کتاب خواندن دارد ،که به محض گرفتن کتاب در دست و بعد از خواندن چند سطر ،تمام کم و کسری های خواب در کل عمر و خستگی های عالم میاند روی پلک ها سوار میشند طوری که حتی با روش های تام (اشاره به تام و جری )مثل استفاده از چسب و چوب کبریت هم نمی توان باعث بسته نشدن پلک ها شد.😴به هر حال خواب با طعم کتاب را به همه پیشنهاد میکنم 🤗
خواندن دو صفحه کتاب در روز نیاز به هیچ برنامه ای ندارد وبا هر شرایطی میتوان انجام داد.پی دی اف رو هم همه جا میشه خوند
مدتی است عضو کتابخانه مجازی شده ام واکثر هم کتاب صوتی در اختيار مون میذارن واین خیلی خوبه ودر هر شرایطی میشه گوش داد کتاب های زیادی رو دوست دارم ملت عشق وسمفونی مردگان وبلندی های بادگیر روزی دلی اثرمرکب صدسال تنهایی
باسلام.پشنهادمن اینکه مطالعه کردن بایدموثرباشه یه وقتای هست که حوصله نداری تواین وقتانمی شه مطالعه موثرداشت اگرم مطالعه کنیم هیچی حالیمون نمی شه.واینکه گاهی بهتربرای بهتروروان ترخوندن بریم بیرون توپارک یاجایی که حس می کنیم آرامش داره یاباقدمهای ریز بخونیم بنظرم زمان مطالعه مهم نیست خوب مطالعه کردن مهم گاهی پیش میاد که من ازمطالعه کردن درساعتهای آخرشب خیلی لذت می برم حس گیرای بهتری دارم اون موقع مطالعه می کنم اگربخوایم ساعتی برای خوندن.تعین کنیم ضررکردیم تعین کردن وقت باعث میشه ازکارهای مهم دیگه جابمونیم وموقع مطالعه هواسمون فقط به کارهای نیمه کارس چون گاهی هست نمی شه اصل خودمون وبااون زمان وقف بدیم باعث ناهماهنگی میشه واصلااثربخشی خوبی نداره موقع مطالعه بایدذهن کاملاآرام باشه تابتونه مطالب روبه خوبی بگیره من هرزمان که این احساس رودارم مطالعه می کنم🌹 سخت هست مهشوبنویسم ازمیان همه بهترینها کتابهای که تاحالاخوندم اثرمرکب دفترچه یاداشت مادام بواری جنایتهای فرنگنشتاین ویلیام شکسپیرو…باسپاس🌷
پیشنهادات من برای داشتن مطالعه موثر
سعی کنید هرروز زمان مشخصی رابرای مطالعه قراردهید وتعدادمعینی صفحه رابه صورت قراردادی مشخص کنیدمثلا روزی 20صفحه وهرروز مطالعه کنید.
هنگام مطالعه سعی کنید نکته برداری کنید ازماژیک هایلایت ومداد برای خط کشیدن دور قسمتهای جذاب یا کلمات جدید، استعاره ها و.. استفاده کنید.
برای خودتان یک جای مشخص درخانه داشته باشید وهنگام مطالعه همیشه اون جا بنشینید.
هر کتابی که تمام میکنید داخل دفترچه ای مخصوص به اسم کتابهایی که خوانده ام تهیه کنید ، ونام کتابهایی که مطالعه می کنید را درآن بنویسید وجلو هرنام کتاب چندخط درمورد آنچه که از آن کتاب آموختید بنویسید.
درس پانزدهم ماه دوم:
1. هر روز سعی میکنم که چند صفحه کتاب بخوانم، بخصوص زمانی که بیحال و حوصلهام. یادم نیست کجا خواندم که : هیچوقت مشکلی نداشتم که با دو صفحه کتاب خواندن حل نشده باشد.
چون مصرف کتابم به شدت بالا رفته برای خرید بیشتر کتاب، از کتابهای الکترونیکی استفاده میکنم. اینطوری دیگر هیچوقت بهانه همراه نداشتن کتاب را هم ندارم و به صرفه تر هم است.
2. انتخاب یک کتاب از میان کتابهایی که خواندم مشکل است. آخرین کتاب و بهترین کتابی که در روزهای اخیر خواندهام «شکل نوشتنم هستم» جواد مجابی بوده است.
به نام خدای داناییها
تکلیف نویسندگی خلاق درس پانزدهم:
ده پیشنهاد برای داشتن یک مطالعه موثر:
1-مطالعه باید درزمان آرام بودن جسم و روح انجام شود.
2-مطالعه باید درزمانی باشد که فرد تمرکز داشته باشد.
3-مطالعه باید در نور کافی انجام بشود وگرنه باعث خستگی چشم و ذهن خواننده می گردد.
4-مطالعه ترجیحا باید در فضایی که هواجریان داشته باشد انجام شود.تا هوای کافی برای تنفس مغز وجود داشته باشد.
5-بهتر است پس از خواندن کتاب از قسمت های مهم آن یادداشت برداری کنید تا همیشه برای پیداکردن نکات کلیدی مجموعه ای آماده و غنی داشته باشید.
6-بهتر است هنگام مطالعه با مداد یا ماژیک هایلایت، برای مشخص کردن مطالب مهم استفاده کرد.
7-خواندن مقدمه به خواننده کمک می کند که با نویسنده و ناشر و اهداف کتاب یا خلاصه داستان و…بهتر آشنا شود پس همیشه سعی کنید مقدمه و پیش گفتاررا مطالعه کنید.
8 -سعی کنید دردرجه اول، خواندن را باهرنوع کتابی شروع کنید ولی درنهایت بیشتر کتابهایی درزمینه تخصص و علم و رشته خودتان بخوانید تا درکارتان موفق تر باشید.
9- برای خواندن کتاب های خارجی، ازترجمه های مطرح و درست استفاده کنید.
10-از کتابهای انلاین و الکترونیکی هم استفاده کنید و بهترین کتاب هارا با دیگران به اشتراک بگذارید.
موفق باشید
شهراد دی ماه 99
بسیار کتاب خوانده ام وواقعا سخت است که بگویم کدام بهتر بوده است مخصوصا درزمینه روانشناسی که تنوع آن بسیار است.
اما چون شما فرمودید به برخی از آنان دراینجا اشاره می کنم.
بهترین کتابی که خواندم قران بوده است.
بهترین رمانی که خواندم کلیدر بوده است.
بهترین کتاب شعری که خواندم حافظ بوده است.
بهترین کتاب روانشناسی که خواندم کتاب راز بوده است.
1. بهترین روش برای خواندن مستمر زمانبندی و برنامه ریزی است. مثلا ساعت را کوک کنیم و بگوییم که یک ساعت و نیم کتاب بخوان و یک ربع استراحت کن. شاید اینکار در روزهای اول سخت باشد اما بدون استثنا تاثیر گذار است و نکته ی بعدی این است که باید زمان مناسب خودمان را پیدا کنیم بعضی افراد در طی روز بازدهی بهتری دارند اما عده ای در دل تاریک شب تمرکز بیشتری دارند و با در نظر گرفتن این نکته میتوانند موفق باشند.
2. کتا جین ایر به زبان انگلیسی که من عاشقش هستم و بارها کتاب رو خوندم چون توصیفات واقعا زیبایی داره.
درس 15 از ماه دوم
پیشنهاد خاصی ندارم. ولی درهمین حد بگوییم حدقل روزانه یک صحفه کتاب بخوانید. سعی کنید مطلب ان یک صفحه را درک کنید و سر سری از روی آن نگذرید و هدفتان فقط خواندن نباشد.وقتی مطالعه داشته باشید در جمع افراد بزرگ قطعا حرفی برای گفتن خواهید داشت.و در حین مطالعه رونویسی یا کلمه برداری بسیار کار ساز هست و دقت ادمی را بالا می برد.
و در انتها بگوییم.اگر اهل مطالعه نیستید.هر زمان که از لحاظ روحی ضعیف و گرسنه شدید زمانش هست که حتما چند صفحه کتاب میل کنید.
1. شما چه پیشنهادهایی برای مطالعۀ موثر دارید. ایدههای خودتان را با ما به اشتراک بگذارید.
– شرایط هر کس برای مطالعه با دیگران تفاوت دارد. هر کسی لازم است خود را بررسی کرده تا بهترین شرایط مطالعه ویژه خود را با سعی و خطا پیدا کند. مطالعه در شب یا روز، همگام با دیگران یا به تنهایی، شرایط محیطی خاص مثل گرما، نور،و …برای افراد مختلف متفاوت است. به عنوان مثال کسی که تمرکزی بالایی دارد حتی در شلوغی اتوبوس هم می تواند به کمک موبایلش کتابخوانی ومطالعه داشته باشد . در مقابل کسی که زود حواسش پرت می شود ممکن است خواندن در اتاقی دربسته تنها روش مطالعه موثر باشد.
عادتی که شخصا در مطالعه دارم و بسیار به درک عمق مطلب کمک می کند این است که ابتدا یکبار به صورت مروری و بدون توجه به جزییات متن را می خوانم. مثلا اگر برنامه دارم آنروز 50 صفحه بخوانم، ابتدائاً روی آن 50 صفحه مرور اولیه ای خواهم داشت. این کار کمک بسیاری به شکل گیری تصویر کلی از متن در ذهن می کند، به علاوه این که کنجکاویهایی که گاهی در ضمن خواندن متن پیش می آید و متعاقباً عجله برای به پایان رساندن آن را تعدیل می کند.
2. بهترین کتابی را که تاکنون خواندهاید به ما معرفی کنید.
– اگر منظور مفیدترین کتابهاست که کتاب “راه هنرمند” کمک کرد تا انعطاف و جسارت ابراز وجود بیشتری در زندگی داشته باشم. مهارتهایی واجب در زندگی که تا قبل از آن در هیچ جا آموزش ندیده بودم. دومین کتاب جنبه علمی در روانشناسی دارد اما عبارتهای تخصصی کمتر در آن به کار رفته است به طوری که یک فرد ناآشنا به اصلاحات ویژه روانشناسی به راحتی می تواند آنرا درک کرده وبه کار بندد. این کتاب که بسیار به بالابردن مهارت های مختلف در ارتباط با خودم و دیگران کمک کرد کتاب “مشاوره” اثر دیوید گلدارد می باشد.
کتاب عقاید یک دلقک و همچنین دختری که رهایش کردی بسیار مفید و جذاب بودند و قدرت تخیلم را زیاد کردند
2) ملت عشق، نه، مردی در تبعید ابدی، وقتی دلی، رویای نیمه شب و…
شما چه پیشنهادهایی برای مطالعۀ موثر دارید. ایدههای خودتان را با ما به اشتراک بگذارید.
بهترین کتابی را که تاکنون خواندهاید به ما معرفی کنید.
منشور تربیت، سلوک جمیل، عارفانه، حج شریعتی
به دوستانم می گویم : همانطور که برای خوردن و خوابیدن و نماز خواندن وقت می گذاریم برای مطالعه هم باید وقت بگذاریم ! مکانی با آرامش ، زمانی مشخص ، های لایت کردن یا خلاصه نویسی عالی است . همیشه سعی میکنم تنوع را در کتابهای انتخابی خودم رعایت کنم : داستان ، مذهبی، علمی، رمان
از زیباترین کتابهایی که خواندم : حج شریعتی ، عارفانه، منشور تربیت ، سلوک جمیل ، ملت عشق ، بعد از عشق
سپاس از همه ویژه اقای کلانتری
تمرین اول، درس پانزدهم، ماه دوم:
یک:
من مدت ها بود که از کتاب خواندن به دلایل مختلفی که اینجا جای بیانش نیست، طفره میرفتم تا این که نه فقط در مورد کتابخوانی بلکه در تمام کارهای زندگی ام این روش را به کار بردم که موثر واقع شد:
کارهای بزرگ را به چندین کار کوچک بشکن!
مثلا در مورد کتابخوانی به جای این که در طول یک روز صد صفحه بخوانم، از روی فصل های کتاب آن را خرد میکنم و بین روزهای هفته تقسیم میکنم که هر روز چقدر بخوانم. این گونه آرام و پیوسته هم خواندنم را پیش میبرم و هم فشار چندانی به ذهنم وارد نمیشود.
دو:
از آن جایی که تمرکز پایینی دارم و حتی در درس خواندن هم ذهنم به ناکجاآباد پر میکشد، رونویسی روشی بود که تمرکزم را بالا برد. البته در طول این کار مدام باید به خودم یادآوری کنم که حواست را جمع کن که اگر این کار را نکنم، شبیه مشق های مدرسه فقط دستم حرکت میکند و ذهنم همراهی نمیکند. در مورد تمام تمرین های ماه دوم این دوره که باید داستان میخواندیم و تحلیل میکردیم من این روش را به کار بردم. خیلی طول میکشد اما به دقتی که در پی دارد میارزد.
سه:
نوشتن نکات جالب و مهم کتاب همزمان با خواندنش ، میتواند کتابخوانی ما را مفیدتر کند. بعدها از نکاتی که نت برداری کرده ایم میتوانیم در تولید محتوای سایت یا پیج اینستاگرام خود بهره ببریم و آن را لا به لای متون خود استفاده کنیم.
چهار:
اگر در خواندن کتاب تنبلی میکنید، کتاب صوتی آن را پیدا کنید و هم زمان با خوانش گوینده چشمتان را بر روی خط های کتاب نگه دارید و با او همراه شوید.شبیه زمانی ست که در کلاس های مدرسه یکی از روی درس میخواند و بقیه گوش میدادند، نه؟ این کار به من که کمک کرد.شما را نمیدانم!
تمرین دوم، درس پانزدهم، ماه دوم:
انتخاب بهترین کتابی که خوانده ام کار سختی نیست چون کتاب های خوب کم خوانده ام. خوب از این نظر که هم ارزش ادبی داشته باشد و هم سخت و ثقیل نباشد و به دل بشیند.
اولین کتابی که این حس را به من داد یک عاشقانه ی آرام نادر ابراهیمی بود. دلیلش هم بیشتر به دوره ای که این کتاب را خواندم برمیگردد. از نظر روحی بسیار آرامم کرد و حتی به من آموخت که هر حسی را عشق خطاب نکنم.
دومین کتابی که همین اواخر خواندم و هر روز دوست دارم خوانش دوباره ی آن را شروع کنم یوزپلنگانی که با من دویده اند بود. چرا که برای من که حوصله ی رمان های طولانی ندارم، مناسب بود و از طرفی با کلمه برداری ای که از متن کتاب کردم متوجه شدم که زبان نویسنده چقدر درخشان و پرمایه است و اگر چندین بار از روی آن خواند و بتوان شبیه نثر این کتاب نوشت چند پله آدم را در راه نویسندگی بالا میبرد.
کوری رو خیلی دوست داشتم و کتابهای جمالزاده و همچنین محموددولت آبادی و صادق
هرچند کتاب خوب زیاد است و همه ی آثار عالی و قابل ستودن هستن
از هر واژه وجملات کتاب به سهولت نگذریم، در برخورد با واژگان سخت به لغت نامه رجوع کنیم جملات را تحلیل کنیم تا به فهم عمیق تر برسیم. زیر جملات جذاب خط بکشیم وبعد از پایان مطالعه برای ماندگاری بیشتر در ذهن دوباره رجوع کنیم.
از میان کتابهایی که خواندهام نمیتوانم یکی را به عنوان بهترین معرفی کنم چون هر کتاب لذت خودش را دارد و مباحث آنها با هم فرق دارد.
1- تما م مواردی که استاد در رابطه با مطالعه می فرمایند بسیار مفید است واین نظر من بدلیل آزمودن موارد مختلف پیشنهادی است از جمله :واژه نویسی – خط کشیدن -پررنگ کردن-یادداشت برداری -رونویسی وبلند خواندن -جلوگیری از اتلاف وقت که با نداشتن مدیریت زمان حادث می شود
مثل چک کردن گوشی همراه -همراه داشتن کتاب یا برگه هایی از کتاب که در ماشین .مترو ودر
هنگام انتظار مطالعه نماییم -در مواقعی که امکان خواندن نیست استفاده از کتاب صوتی وپادکست.
مطالعه دویاچند بار یک کتاب برای درک بیشتر.
تمرین 2
بهترین کتاب نمی توانم یک کتاب معرفی کنم.زیرا هر کتاب خود دنیایی است که به ما جهان جدیدی را معرفی می کند وهمینطور روح را دجار شگفتی ولذت می نماید
کتاب مکتب عشق یکی از آنهاست که بصورت صوتی هم شنیدم وبسیار لذت بردم بخصوص که بخوبی شعر مولانا شناختم ودرک کردم.
من معتقد بر این نیستم که مطالعه و گرفتن اطلاعات فقط از طریق خواندن کتاب صورت میگیرد بلکه خداوند در درون هر انسانی حواس پنج گانه ای را در درون ما قرار داده که در واقع اینها گیرنده های ارتباطی هستند که از طریق اینها اطلاعات را از دنیای بیرون در یافت کنیم مثلاً ما از طریق رادیو داستانی را گوش میدهیم این خودش یک جور دریافت اطلاعات است ولی بخاطر سپاری آن کمی مشکل است وبرای این که در حافظه بماند باید چیزهایی را که گفته شده را کمی تحلیل کرد و در صورت امکان آن را روی کاغذ آورد .میخواهم بگویم که از طریق هواس پنجگانه هم میشود چیز یاد گرفت.
۲-در این رابطه کتابی تا به حال نخوانده ام
پیشنهادیی ندارم فقط اینومتوجه شدم ک تاالان هرکتابی ک مطالعه کردم باید دوباره مرورکنم
بهترین کتابی ک خواندم کیمیاگر
ماه دوم: درس پانزدهم:
اکثر افراد برای مطالعه فضای خاص میخواهند. اما من برای مطالعه هیچگاهی فضای خاصی نخواسته ام و نخواهم خواست. زمانی که مجرد هستی واقعآ زندگی ات را میتوانی آنچنان که دلت است تقسیم بندی و برنامه ریزی نمایی. اما زمانی که ازدواج مینمایی و فرزند داری، و مخصوصآ این که زن باشی، باید برای مطالعه از هر زمانی که برایت میسر میشود استفاده نمایی. مثلآ من زمانی که پیاز دارد در داخل دیگ سرخ میشود، اگر کاری دیگری نداشته باشم، حتی همین زمان را هم برای مطالعه صرف مینمایم. به همین ترتیب زمانی که فرزندانت دارد باهم بازی مینمایند تو میتوانی مطالعه نمایی. من، هم در زمان های ایده آلی چون همه خواب باشند مطالعه کرده ام و همچنان در زمان های که تعدادی فکر میکنند اصلآ امکان مطالعه در آن زمان نیست، نیز مطالعه نموده ام. پس پیشنهاد من برای کسانی که عاشق خواندن و مطالعه اند این است که هر زمانی را که به دست آوردید، بی مهابا به مطالعه اختصاص بدهید.
برای من کتابهای بیشماری اند که بهترین هستند و انتخاب تنها یک کتاب از این همه مجموعه عالی خیلی سخت است. پس اینجا نام چند کتابی خوبی را که در این آواخر مطالعه نموده ام را مینوسم:
بعد از عشق
سقوط
حق نوشتن
مرگ ایوان ایلیچ
احقاق حقوق زن
گلنار و آیینه
اگر بخواهم نکته ای درباره خواندن کتاب اضافه کنم، باید به نکته ای از کتاب ” لذت خواندن در عصر حواس پرتی ” اشاره کنم که بر من بسیار تاثیر گذاشت. نکته این بود که می گفت در آغاز کار بر اساس هوس کتاب بخوانید. مثلا اگر همه می گویند شکسپیر فوق العاده می نویسد و شاهنامه فردوسی بی نظیر است دلیل نمی شود که ما به آن ها علاقه داشته باشیم و همچنین کشش خواندن آنها را داشته باشیم. به همین خاطر مثلا اگر هوس خواندن کتاب های جنایی یا ژانر عاشقانه کلاسیک را داریم با همان ها شروع می کنیم و بعد از مدتی در می یابیم که حالا توان خواندن آثار مهم و حتی ثقیل ادبیات ایران و جهان را داریم.
و این روزی دو صفحه کتاب خواندن عادتی است که در دراز مدت تاثیر شگرفش را می بینیم.
اگر بخواهم ازبین کتاب هایی که تا به امروز خوانده ام، یکی را به عنوان تاثیر گذارترین معرفی کنم، باید بگویم که همه کتاب های رمان و ادبیات داستانی تاثیر گذارند، چرا که یک تجربه را با ما به اشتراک می گذارند.
از بین آنها کتابی که شاید اسمش را کمتر شنیده باشید، کتاب ” صفورا اره و غلام بهونه گیر” را معرفی می کنم. کتابی است با حجمی اندک که در سراسر آن عشقی ناشیانه از سوی صفورا را مشاهده می کنید و در طول خواندن کتاب لبخند از گوشه لبتان کنار نمی رود.
کتاب “سریع تر از گرگ ها یاد بگیرید” کتابی است با یک داستان به ظاهر کودکانه که نکات زیادی را درباره مدیریت، یادگیری و رهبری و… آموزش می دهد.
۱-در هنگام مواجه با چالش های زندگی ب سراغ کتاب بریم.
۲-کتاب صراط استاد علی صفایی حایری
راستش اولین رمانی که خواندم در کودکی بود به نام سفرنامه ماژلان آنقدر این رمان ماجراجویانه برایم جذاب بود که بعد آن تمام پول توجیبی هایم را برای خرید رمان می دادم و چون مادرم زیاد مایل نبود در آن سن رمان بخوانم اکثرا مخفیانه بود و بیشترشان را که می فهمید گم و گور می کرد و بعد رمانی به نام بامداد خمار خواندم که خیلی دوسش داشتم و واقعا ان رمان باعث شد که از همان کودکی به نوشتن علاقه مند شوم هرچند که داستان های ان موقع خام بود و هیچ وقت هم انتها نداشت . بعد تر با انتخاب مسیری اشتباه تا مدت ها از فضای داستان خوانی دور بودم ولی در این سال های اخیر دو کتاب توجه مرا بسیار جلب کرد قلعه حیوانات و 1984 از جورج اورل که فضایی که بر آن حاکم بود بشدت ذهنم را درگیر کرد و من تا مدت ها در رابطه با آن کتاب ها فکر می کردم.
برای خواندن کتاب به نظرم اول کتاب های پیشنهادی دوستان هم فکرتان را بخوانید تا از خواندن کتاب زده نشوید.
یکی از عادت های من وقت خواندن کتاب های داستانی چه غیر داستانی چه رمان چه جستار همیشه یک فرهنگ لغت و یک خودکار و کتابچه گکی در کنارم است که به محض برخورد با جمله عبارت ویا کلمه ی خاصی، آن را برای خودم می نویسم اگر معنایش را ندانم همان لحظه فرهنگ لغت را باز و در جستجوی معنای آن میشوم. و بعد از اتمام خواندن کتاب تازه کتابچه گک خود را باز و از سر آغاز کلمه ها را مرور و همراه هر کدام شان جمله سازی میکنم شاید کار بچه گانه ای باشد ولی خوب خوشبختانه این عادت من است و من خیلی به آن وابسته هستم.
با سلام و عرض ادب
پیشنهاد خاصی ندارم واسه کتاب خواندن
اما اینکه بعد از مدتها متوجه شدم تا کتابی رو حداقل یک پاراگراف آن را با دقت و فهم درک مطلب نخوانده ای سراغ پارگراف بعدی نرو یا کتاب بعدی رو باز نکن
من تا حالا اشتباهات زیادی در مطالعه کردن داشته ام اینجا میخواهم به اشتباهات خودم اعتراف کنم و اینکه حالا پشیمان هستم از این طرز تفکرم
اول اینکه فکر میکردم رمان ها رو باید خانم ها بخوانند در دوران نوجوانی این طرز فکر نمیدانم از کجا سرچشمه گرفت و چرا چنین فکر مزخرفی در ذهن من جولان داد که حالا باعث شده چندین کتاب نخوانده را داشته باشم. آخرین رمانی که کامل خوانده ام از فهیمه رحیمی بود . و بیشتر کتاب انگیزشی می خوندم . توصیه من به کسانی که میخواهند کتاب بخوانند این است که یک کتاب بخوان آن هم با درک و فهم
من بیشتر توصیه ام به خودم است و پیشنهاد دوستان و توصیه دوستان را میخوانم برای فهم خودم
رمان مردی به نام اوه عالیه و این کتاب من رو به رمان خواندن علاقه مند کرد
درس پانزدهم ماه دوم :
پيشنهاد من براي مطالعه موثر ،انتخاب درست كتاب و مشورت گرفتن از يك كتابخوان حرفه اي و اينكه هر كتابي ارزش خواندن ندارد به نظر من يك دليلي كه باعث ميشه از كتاب خواندن خسته شويم تكرار مكررات در كتابهاي نوشته شده أست و اينكه هيچ بار علمي يا آموزشيه جديدي در خيلي از كتابها نمي بيني متاسفانه و به نظر من مهمترين نكته در مطالعه همين قسمت أست كه چه كتابي مطالعه مي كني ، كتابهايي كه با قلم توانا نوشته شده باشد خواستم و ناخواسته شما را مي بلعد و نيازي به تلاش نيست و اين رابطه دو طرفه مي شود بي شك 🌿
2- بي نهايت كتابهاي خوب خوانده ام ،
مائده هاي زميني و مائده هاي تازه ( آندره ژيد )
كتابهاي دكتر شريعتي به خصوص دفترهاي سبز
شعله ي طور ( دكتر عبدالحسين زرين كوب )
درس پانزدهم – ماه دوم
۱- برای من تنوع در خواندن، همیشه مؤثر بوده است. هر وقت که برای ارضای حس کمالگراییام روی خواندن یک کتاب گیر کردهام، جز کلافگی نتیجهای حاصل نشده است. به نظرم باید در خواندن تنوع داشت. ذهن ما چه بخواهیم چه نخواهیم بازیگوش است. من برای درمان این بازیگوشی، همزمان چند کتاب را در دستِ خواندن میگذارم. به گمانم ”در دستِ خواندن” از همان ترکیبهای مندرآوردی باشد که هرمز شهدادی جزو خصوصیات نویسندهی منتشر برمیشمارد:)
خب، نویسندهی منتشر نبودن کاری دشوار است.
ایدهی دیگر، قلم همراه کتاب است. من همیشه موقع کتابخواندن یک قلم در دست دارم و زیر مطالبی که دلچسب است خط میکشم و یا کنارههای سفید کتاب حاشیه مینویسم. با این کار کتاب با من صمیمیتر میشود و من هم با او. برای همین، انتخاب اولم، به قول شاهین کلانتری، همیشه کتابهای فیزیکی است نه کتابهای اینترنتی.
ایدهی دیگر، میز کوچک کنار تخت است. من کنار تختم میز کوچکی گذاشتهام که کتابهای در دستِخواندن همیشه کنار دستم و جلوی چشمم باشند، نه با فاصله ای دورتر توی کتابخانه. همین نزدیکی باعث میشود بیشتر به خواندن ترغیب شوم و یادم بماند که این کتاب منتظر من است و من منتظر او. اینکه میگویم میز کوچک، بیدلیل نیست. چون میز بزرگ باعث میشود کتابهای زیادی روی آن تلنبار شود و همین تعداد زیاد کتاب، ذوق خواندن را از بین میبرد.
۲- کتاب ایرانی: آتش بدون دود نادر ابراهیمی
کتاب خارجی: در باب حکمت زندگی آرتور شوپنهاور
ماه دوم درس۱۵
بهترین کتاب را نمی توانم بگویم اما بدترین کتابی که خواندم وقتی ۱۰ ساله بودم الیس در سرزمین عجایب لعنتی را خواندم . همیشه فکر میکردم خیلی احمقم که نمیتوانم درک کنم و ذوق خواندن را برای چند سال در من خفه کرد
تمرین 1_خواندن همراه با نوشتن و اندیشه کردن.و زیر قسمتهای قابل تامل خط کشبدن.به مقدار کم کتاب خواندن ولی پیوسته خواندن خیلی بهتر است از سریع خواندن کتابها وفاصله افتادن از کتابخوانی است.
تمرین2_کتاب “راه طولانی” از تکین حمزه لو
تمرین اول : هر وقت چیزی را خوانده یا شنیده و یاد گرفته ام و برداشت خود را از آن با دیگران به انحاء مختلف به اشتراک گذاشته ام یا راجع بهش با کسی صحبت کرده ام خیلی بهتر در ذهن خودم مانده و حتی بهتر فهمیده ام. حتی اگر مدتها بعد از مطالعه این کار را انجام داده ام.
من بشدت معتقدم زمانی یک مطلب را خوب یاد گرفته ای که بتوانی به دیگری منتقل کنی
۲- تمرین دوم: کتاب یافتن معنا در نیمه دوم عمر
کتاب خواندن را دوست دارم، فکر میکنم کتابها با هم دنیایی هستند پر از زندگیها و نظرات و عقاید و ایده ها. وقتی با تمرینهای پی در پی به کتاب خوانی و نوشتن میپردازی و عادت میکنی، انگار به آن دنیای ایده ها و نظرات، زندگیها و دیدگاه ها پا می گذاری که متفاوت از زندگی روزمره خودت است و وقتی کم کم جذب این سرزمین میشوی، دوست داری وقت بیشتری را در آن سرزمین جذاب بگذرانی. در آن سرزمین آزادی، هیچ کس و هیچ چیز نمیتواند مانع تو شود. هر چه حرف داری، ایده داری، عقده داری و… میتوانی به آن بپردازی آن را مطرح کنی. درگیری درونت را به حروف و کلمه و جمله تبدیل کنی. بدون بال پرواز کنی در ساحل دریایی قدم بزنی و اگه دوست داری تنی هم به آب.
خلاصه همه چیز در این سرزمین هست، کتابهای تاریخی تو را به دورانها میبرد با اشخاص و مردم و شهرها آشنا میشوی، حوادث را میبینی و پند می گیری و بی تفاوت از آن میگذری. خلاصه هر کتابی تو را به قصه خود در آن سرزمین بزرگ دعوت میکند. این تو هستی که انتخاب میکنی به کدام بخش آن سرزمین بروی به دل نوشته ای بپردازی و یا شعر و غزل عاشقانه ای را نوش جان کنی …
بهترین کتابی که خواندم کتابی است بنام «زمینی نو» نوشته اکهارت تولی.
سلام به نظر من یادداشت برداری و و عجله نکردن در خواندن کتابها می تواند بهترین و موثرترین نتیجه را بدهد و صد البته نظر شما که باید از قدم های کوچک شروع کرد کتابهای بسیاری خواندن که هر کدام برایم جذابیت خاص خودشان را داشتند اما کتاب که امروز خواندم صدای صنوبر بود که که واقعاً به دلم نشست
من مدتهاست که برای اشتیاق بیشتر به تمام شدن کتاب در حال خواندنش و جلوگیری از تکرار موضوعی نوع کتاب به ترتیب زیر کتابخایم را برای خواندن انتخاب میکنم:
رمان خارجی
رمان فارسی
کتاب غیرداستانی
داستان همشهری
رمان قبلا خوانده شده
مجموعه داستان کوتاه
بهترین کتاب:
خارجی صد سال تنهایی
ایرانی آتش بدون دود
تمرین پانزدهم
به نظر من در زندگی اگر کتاب نخوانی حرفی برای گفتن که دیگران را مجذوب گفته هایت کنی نخواهی داشت پس این بسته به سلیقه هر کسی که بخواهد چه طور زندگی کند.
در کتابی خواندم که انسان های معمولی از تلویزیون الگو برمی دارند و انسان های هوشمند از کتاب،به نظر من باید کتاب خواندن از جایگاه ویژه در زندگی هر فرد باید برخوردار باشد،حتی ده دقیقه کتاب خواندن در وقت استراحت یا قبل از خواب یا بعد از بیداری می تواند اثرات خوبی در زندگی ما بگذارد.
کتاب بخواهید تا به شما داده شود و کتاب آیین دوست یابی به نظرم کتاب های خوبی هستند.
سلام بر شاهین عزیز و دوستانِ جان❣
پیشنهادم برای مطالعهی موثر پیشنهادی است از شاهرخ جانِ مسکوب
با این مضمون ؛
ای کاش به جای کلاسهای تندخوانی، کلاسهای کندخوانی و با طمأنینه میگذاشتند، تا مغز بفهمد و هضم کند آنچه را که به خوردش دادهایم. …
اگر نگویم به یقین، بیشک یکی از بهترین کتابهایی که خواندهام؛ “روزها در راه” است، جادوی شاهرخ مسکوب! که هنوز تمامش نکرده، شوق دوباره خواندنش در وجودم زبانه میکشد. با اینکه کتاب، داستانی _غیر داستانیست، اشتیاقم را برای خواندن کتابهای غیرداستانی برافروخته و عطشم را برای نوشتن روزنوشتهها به کمال رسانده! تازه یاد گرفتهام، روزنوشتهها چیست و چطور باید نوشت. چه کتابهایی را باید خواند و پس از خواندن چه باید کرد. عادت دارم کتابی را که میخوانم و به مذاقم خوش مینشیند پس از خواندن بجوم! میروم سراغ نویسندهاش. ته و تویش را در میآورم. چی خوانده، کجا خوانده، چه نوشته، چند سالش بوده و…اما این بار تاب نیاوردم تا آخر کتاب صبر کنم، همان وسط ها دویدم سر وقت گوگل، زندگینامه و نقدهای کتابش را بلعیدم! چه نثر درخشانی، به قول خودش ” روحم تازه شد، حظ کردم”. …
واما
به نظرم دلیل مهمی که هر شخص میتواند به کتاب خواندن روی بیاورد،دانستن تلخه ماجرای زندگیمان است که ۱۲ سال با خوندن کتاب های تحصیلی هنوز ناآگاه و بی سواد هستیم.از تاریخ وادبیات به ویژه ادبیات جهان گرفته تا و.. . دیدن این حقیقت در زندگی روزمره مان کار دشواری نیست. البته فرزندی که پدر و مادرش اهل کتاب بوده اند دشواری های کمتری نسبت به فرزند والدینی که نا آگاه اند، نیاز به کتاب خواندن دارد .از این جهت که آگاهی پدر و مادری که اهل مطالعه اند ،در زندگی روزمره آنان ،طرز سخن گفتن، شیوه زندگی و…شان متفاوت با دیگر والدین است و کودک شیوه خواندن و بررسی را از آنان می آموزد . هنگامی که کودک برای اولین بار دلیل چرایی یک موضوع را میپرسد، والدینش به جای تفره رفتن از موضوع ،یا میگویند که دلیلش مشخص نیست یا اینکه نمیدانند. بسیار بهتر از کودکی است که پاسخ سوالش را اشتباه دریافت کرده و سال ها با آن زندگی میکند و زمانی که باید ،دید خود را به مسائل دیگر زندگی ببخشد ،ناچار بایستی ذهنش را از اشتباهات گذشته ناشی از ناآگاهی های اطرافیان درست کند.
دکتر ژیواگو
هملت
غرور و تعصب
بابا لنگ دراز
من بعنوان کسی که نوشتن را پیشه کرده و عاشق خواندن و نوشتن است.
از تجربیات خودم برای شما میگویم.
اوایل خواندن چند صفحه کتاب برای من مانند نوشیدن زهر مار بود.
میترسیدم برم سراغ کتاب ، خنده دار هستش که بگم فکر میکردم چون کتاب دستم گرفتم الان باید همه آن را بخوانم ان هم در کمترین زمان.
بعد به اشتباه خودم پی بردم و تصمیم گرفتم یک کتاب را شروع کنم و طی چند روز تموم کنم و برم سراغ بعدی. اینکار زیاد طول نکشید ، نهایتش چندین کتاب بود.
باز هم خسته کننده و بعد گفتم یک کتاب را باز میکنم و روزی دو تا ده صفحه میخونم و روزهای که تنبلی میکنم یا مشکلی پیش میاد روز بعدش یک صفحه اضافه میکنم.
خداشکر این روش برای من جالب شد و جواب داد.
الان هم در حال خواندن کتاب شکستن دماغ استالین هستم.
نام بردن کتابی که خیلی دوستش داشتم واقعا سخت است
ولی اخرین کتابی که خوندم و دوس داشتم
کتاب خانه خیابان مانگو بود.
تمرین درس پانزدهم از ماه دوم: نکات نهایی
۱- شما چه پیشنهادی برای مطالعهٔ مؤثر دارید؟ ایدههای خودتان را با ما به اشتراک بگذارید.
برای پیدا عادت مطالعهٔ مؤثر، ابتدا باید عادت مطالعهٔ هر روزه را در خودمان ایجاد کنیم؛ کسی که عادت به خواندن روزانه داشته باشد، دیگر برای فرار از مطالعه دنبال بهانهتراشی نمیرود بلکه برعکس، برای مطالعه به دنبال بهانه خواهد گشت. بعد از آن است که شخص باید برای یافتن کتابهای مناسب و مفیدی که او را در راه پیشرفت و پیشبرد اهدافش یاری کند اقدام نماید.
پیشنهاد اعضای دوره را که مطالعه کردم، پیشنهادهای بسیار خوبی توجهم را جلب کرد مثل:
نوشتن خلاصهٔ کتابی که خواندیم – خواندن یک کتاب، همزمان با یک دوست و پس از پایان صحبت در مورد آن – شروع با صفحات کم و کمکم بیشتر کردن تعداد صفحات برای عادت کردن به مطالعهٔ بیشتر – استفاده از کتابهای الکترونیکی در صورت عدم توان خرید یا نگهداری کتابهای کاغذی – خواندن کتابهایی با سَبکهای مختلف – نوشتن نظر و تحلیل و برداشت خود از کتابی که خواندیم – مطالعه در ساعات مختلف روز و هزاران پیشنهاد خوب دیگر که هر شخص متناسب با وضعیت خود میتواند به کار ببندد.
۲- بهترین کتابی را که تاکنون خواندهاید به ما معرفی کنید.
همیشه با خواندن کامنتهایی که در فضای مجازی از کتابی تمجید زیاد کرده باشند یا شنیدن تعریف و تمجید شخصی از کتابی، در صورت امکان دانلود، به سرعت دست به کار شده و آن را دانلود میکردم و هنوز هم همین مار را انجام میدهم چون هرگز هزینهٔ خرید کتاب را هر چند ارزان هم باشد نداشته و ندارم اما از این به بعد تمام سعیام را میکنم که حداقل هر چند ماه یک بار، یک کتاب خوب بخرم تا دوستی ابدی و جدانشدنی را وارد زندگی خود کنم.
کتابهای خوب زیادی خواندهام اما اگر بخواهم به بهترین و مؤثرترین آنها اشاره کنم کتابهای اثر مرکب و چهار اثر فلورانس بهترین آنها تا به امروز برای من بودهاند.
تمرین پانزدهم_ماه دوم
۱- بهترين راه براي داشتن مطالعه موثر نوشتن خلاصه كتاب است. همينطور پيشنهاد خواندن كتاب به يك دوست همفكر و بعد بحث در مورد آن است. اگر مدتهاست كه از كتاب خواندن دور هستيد و نسبت به كتابخواني بي ميل شده ايد بهترين راه براي ايجاد علاقه مندي انتخاب يك رمان با داستاني جذاب و پر طرفدار است. رمانهاي عاشقانه با تعداد صفحات كم استارت خوبي براي شروع مطالعه هستند. پس از آن رمانهاي تاريخي كه علاوه بر جذاب بودن داستان، اطلاعاتي از واقعيات در گذشته را مي دهند. پس از خواندن چند جلد رمان، كم كم علاقمندي به دانستن ساير چيزها هم ايجاد ميشود.
۲_ داشتن كتابهاي متفاوت و همراه داشتن كتابهاي سبك و يا نرم افزارهايي براي دانلود كتاب هم مي تواند به خواندن موثر كتاب كمك كند.
۳- تعيين زمان مشخص در شبانه روز براي مطالعه بطور مثال شب قبل از خواب يا صبح در فاصله آماده شدن صبحانه يا در مترو و اتوبوس و پاي بند بودن به مطالعه در اين زمان (بهتر است در ابتدا زمان كوتاه باشد.)
– اما حقيقت اين است كه يك اصل را نبايد فراموش كرد و آن عادت به خواندن كتاب از دوران كودكي است. بي شك خانواده و نوع تربيت و آموزش در مدارس، پايه گذار اصلي در ارتقاء كميت و كيفيت كتابخواني است.
– تعداد كتابهاي خوبي كه خواندم بسيار است. رمانهاي تاريخي دزيره، ژوزف بالسامو، غرش طوفان و رمانهاي ملت عشق- كيمياگر- كوه پنجم (خارجي)- اسطوره(ايراني)
سپاس از استادکه با تمرینهای ماه دوم، خواندن کتابهایی متفاوت و قابل توجه را برایم رقم زدند.
خواندن کتاب را باید به عادت تبدیل کرد. عادتی جذاب و دلنشین نه آنکه از سر وظیفه باشد. باید موضوعات مختلف را امتحان کرد و بسیار خواند. بخش هایی از آن را که دوست داریم برای دیگران بخوانیم. بهترین کتابی که خواندم ملت عشق و جهانی نو بود.
من فكر مي كنم خواندن كتاب همانند گوش دادن به موسيقي نيست كه همه ي آدم ها به آن علاقه مند باشند و فقط در سبك موسيقي اختلاف نظر داشته باشند .بلكه گمان مي كنم خواندن كتاب جز آن دسته از كارهايي است كه تعدادي آن را دوست مي دارند ،يعني نمي توان كسي كه تمايلي به خواندن ندارد را وادار به خواندن كني دقيقا مثل كسي كه علاقه به شغل و حرفه ايي ندارد و نمي توان او را وادار به انجام آن كار كرد مگر مجبور باشد خواندن كتاب هم همين طور است گاهي مجبور
مي شدند مثل زماني كه به مدرسه يا دانشگاه مي رفتند .اما براي كساني كه علاقه مند به خواندن هستند ولي زمان و انگيزه كافي ندارند مي توان راه كارهايي پيشنهاد داد كه به سمت كتاب بيشتر سوق پيدا كنند و گرنه آن دسته كه شيفته و تشنه ي كتابند نيازي به راهكار ندارند آن ها مانند آهن ربا خود به خود جذب كتاب هستند فقط بايد به چند نكته دقت كنند و آن اين است كه از يك كتاب فقط يك بار نخوانند بلكه چندين بار بخوانند و همچنين فقط به يك موضوع و يك سبك از كتاب بسنده نكنند و خود را در سبك هاي مختلف شناور و حتي غرق كنند .و اما براي دسته ي ميانه كه نه فراريند و نه عاشق مي توان گفت بايد از كم شروع كنند بايد به آن ها ياد آور شد حتي اگر چند صفحه هم كه شده در روز كتاب بخوانند و اگر خودشان تمايل به خواندن ندارند از كتاب هاي صوتي و يا پادكست استفاده كنند .هر چند خودم علاقه اي به كتاب هاي صوتي ندارم و ورق زدن و لمس كتاب جز لذت هاي جدا نشدني خواندن كتاب برايم مي باشد اما براي اين دست از آدم ها براي شروع به قول معروف كاچي به از هيچي است و همچنين بهتر است از كتاب هايي شروع كنند كه به موضوع آن علاقه ي بيشتري دارند و حتي بهتر است زير جمله هايي كه علاقه دارند خط بكشند واز كلمات و جملاتي كه در كتاب آمده است و جالب به نظر مي رسدگاهي در زندگي روز مره استفاده كنند و اين تشويقي مي شود برايشان كه در ذهنشان فكر كنند چقدر كتاب برايشان مفيد بوده است و تا
مي توانند خود را در معرض كتاب قرار دهند حتي اگر مي شود كتاب را ورق بزنند تا چشمشان به كلمات بخورد .هميشه كتاب بخرند حتي اگر نمي خوانند چون اكثر آدم ها در بيشتر مواقع در دسترس نبودن كتاب را بهانه مي كنند اما اگر كتابخانه اي پر از كتاب داشته باشند اين بهانه از آن ها گرفته مي شود .در مجموع
مي توان گفت براي اين دست از آدم ها قدم اول سخت است فقط كافيست مدت كوتاهي شروع به خواندن كنند از آنجايي كه علاقه به كتاب دارند كم كم عادت خواندن به جانشان مي افتد .
تعداد كتاب هايي كه دوست دارم آنقدر زياد است كه نمي توانم انتخاب كنم ولي كتاب هايي كه مرا تحت تاثير قرار دادند ،چهار اثر از فلورانس،جز از كل ،هزار خورشيد تابان و قسمتهايي از كتاب ملت عشق بوده است.راستش من هر كتابي كه
مي خوانم حداقل چند خطي هم كه شده مرا تحت تاثير قرار
مي دهد .شده حتي يك جمله از كتابي مرا مدت ها به فكر برده است .
ماه دوم
تمرین ۱۵
بخش اول
با توجه به مطالب درس پانزدهم ، در خصوص توصیه های استاد درباره مطالعه ، و نکاتی که در قسمتِ کتاب خریدن و کتابخواندن به شیوایی بیان کرده بودند، باید بگویم، خدا را شاکرم که این نکات را شاید به طور تجربی و حسی ، بدون آن که اطلاع دقیقی در خصوص آنها داشته باشم ، همیشه رعایت کردهام .
از زمانی که توانستم به تنهایی برای خرید بروم ، یاد ندارم بدون کتاب از خرید به خانه بازگشته باشم .
شاید خیلی از کتابها را هم تا آخرش نخوانده باشم ولی ، از حضور در کتابفروشی و باز کردن کتاب و تماشای صفحات آن لذت می بردم و، در نهایت حداقل یک کتاب خریداری میکردم .
ولی هر مطلبی را که میخواندم درموردش ناخودآگاه روزها فکر میکردم و موارد عنوان شده ی آن را در دنیای خارج ، جهت تطبیق و تعمیم ، جستجو می کردم .
هر از گاهی هم از بعضی از جملاتش یادداشت برداری نموده و یا نظرم را در مورد مطالب خوانده شده را در دفتر کوچکی می نوشتم .
اگر بخواهم پیشنهادی برای مطالعه موثر بدهم باید بگویم :
اگر تمرینی مثل نوشتن هزار کلمه ها در هر روز را برای خواندن هم در لیست تمرین ها اضافه کنید ، احتمالا مفید خواهد بود .
به این صورت که ، خواندن روزانه دو تا پنج صفحه و نوشتن دو تا پنج خط در مورد مطالب خوانده شده و ارائه گزارش آن در سایت تمرینات .
به این ترتیب هم هر روز عادت خواندن را با تعداد صفحات کم شروع خواهیم کرد و هم برای نوشتن چند جمله درباره مطالب خوانده شده ، وادار به فکر کردند میشویم .
در ادامه برای ارائه ی گزارش کارمان در سایت ، تمرین نوشتن را هم انجام میدهیم .
امیدوارم این پیشنهاد کاربردی ومفید باشد .
بخش دوم
اصلا نمی توانم کتاب خاصی را به عنوان بهترین انتخاب کنم .
آنقدر کتابهای خوب خواندهام که شاید دهها نمونه را به راحتی بتوانم نام ببرم .
ولی در خصوص داستان کوتاه ، می توانم بگویم در بین نویسنده های ایرانی ، از خواندن داستان های بیژن نجدی و جلال آل احمد بسیار لذت میبرند و برایم جزو بهترین ها هستند .
فریبا طاهرخانی
تمرین پانزدهم
به نظر من هرکتابی در هر زمینه ای که خوانده شود برای هرکدام دفترچه یادداشت داشته باشیم و کلمات وجملات موثر وکلیدی را نکته برداری کنیم چون برای رسیدن به هدفمان خیلی کمک می کند ..
من کتابهای زیادی البته در زمینه رمان خوانده ام هرکدام به نوعی بی نظیر بودند ونمیتوان گفت که کدام بهتر است وآن هم به نظرشخصی فردی که می خواند برمی گردد..
کتاب ملت عشق بی نظیر بود
1. اینکه با یک گروه از دوستان کتابهای مورد علاقهمان را بخوانیم و به هم بازخورد بدهیم.
حین مطالعه یادداشتبرداری داشته باشیم و زیر عناوین مهم و جذاب را خط بکشیم.
2. بترس اما انجام بده.
مثل آب برای شکلات
به نام یگانه معبود بی همتا…
پیشنهاد من برای مطالعه ی موثر تر:
به نظرم اگر دنبال کلمه های کلیدی بگردید راحت تر مفهوم متن را متوجه میشوید.
علاوه بر این سرعت خواندنتان هم بیشتر میشود.
بهترین کتابی که خوانده ام:
آه خدای بزرگ!
کتاب های خیلی زیادی بوده اند که آنها را واقعا دوست داشته ام .
علاوه بر اینها هر کدام موضوع خاصی داشتند.
آقای کلانتری من خیلی به این موضوع فکر کردم اما نتوانستم جواب را پیدا کنم.
هر کتابی را که میخوانیم به یک دوست کتابخوان معرفی کنیم و هر دو آن کتاب را بخوانیم و بعد از تمام شدن کتاب، دربارۀ آن با هم حرف بزنیم. این کار باعث میشود بعضی از نکاتی را که متوجه نشدهایم بهتر بفهمیم.
کتاب یوزپلنگانی که با من دویدهاند از بیژن نجدی که در همین ماه خواندم واقعا خیلی خوب بود.
تمرین ۱۵ از فصل ۲
۱- به این فکر کنید که وقتی کتاب میخوانید، با افراد بزرگ هم صحبت میشوید و از طرز فکر و نگاه آنها به زندگی آشنا میشوید، در باره هر موضوعی که دغدغه زندگیتان هست، کتاب تهیه کنید و مطالعه را شروع کنید، من اینکار را انجام میدهم و بعد از مدتی از مطالعه متوجه میشوم که چقدر در زندگی ام به دلیل عدم آگاهی اشتباه کرده ام.
۲- بهترین کتاب: هر کتابی پیام خاص خودش را دارد ولی در نوجوانی رمانی با عنوان یاسمین خواندم و علاقه زیادی به آن داستان داشتم. کتاب دانشمند دیوانه، اثر مرکب، پدر فقیر پدر پولدار، سینوهه و خیلی کتابهای دیگر، به نظر من هر کتابی پیام خاص خودش را دارد و هر کتابی ارزش خواندن دارد.
تمرین ماه دوم
تمرین سوم
داستان حسین نجدی سه شنبه خیس
در حال خواندن داستان بودم آنقدر برایم لذت بخش بود که هر ده خط را که میخواندم باز به عقب میرفتم وبه ملیحه فکر میکردم نمی دانم چطور حسم را بیان کنم الان که در حال نوشتن هستم آسمان هم در حال بارندگی است ودر ذهنم ملیحه را تداعی میکنم که در زیر باران در حال دویدن است وتاآخر داستان که رسیدم فقط به ملیحه وخیس شدن تنش وباد بردن چترش واینکه چادرش را باد نبرد فکر میکردم که آن زن چقدر تنها بود ودلم میخواست زیر باران بروم وبه خیس شدن ملیحه ونگه داشتن چادرش که مبادا حیایش برود فکر کنم چه حس و حال عجیبی دارد ،ملیحه را در ذهنم یک زن تنها باوقار وپراز حیا و محبوبیت دیدم،آنقدر برایم لذت بخش بود که دلم میخواست برای همه داستان را بخوانم
تمرین پانزدهم
انتخاب بهترین کتاب ازمیان آن همه کتابی که مطالعه کردم راحت نیست.اما آنچه فعلا به ذهنم می رسد کتاب (زندگی،جنگ ودیگر هیچ)اثر اوریانا فالاچی است.
پیشنهادهایی برای مطالعه
یکی از راهها خواندن همزمان چندکتاب درزمینه های مختلف است.تنوع کتاب ها باعث می شود تا مطالعه برای کسانیکه عادت به مطالعه ندارند خسته کننده نباشد.لازم نیست هر روز صفحات زیاد خوانده شود.
می توان بین کارهای روزانه مطالعه کرد.مثلا بین هر کاری یک یا دو صفحه کتاب خواند.
مطالعه در فضای آزاد مثل پارک یا حتی تراس منزل واصلا در هر گوشه ای از خانه که برایتان دنج است کمک می کند بیشتر به مطالعه علاقمند شوید.
می توان با یک یا چند دوست قرار مطالعه چند صفحه از کتاب وصحبت درباره آن گذاشت.
تمرین ۱۵ ماه ۲
توصیه من به همه ی افراد این است که کتاب بخوانند قاطعانه می گویم که هیچ وقت پشیمان نخواهید شد و راه خود را پیدا خواهید کرد . در زمانی که من سر در گم بودم فقط کتابها بودند که توانستند راه را به من نشان دهند خودم هم نمی دانم چطور و چگونه!
مدت ها بود که چیزی ذهنم را درگیر خودش کرده بود . هر چه سعی کردم که از ذهنم بیرون بیندازم نشد که نشد بعد مدتی که دوره نویسندگی را شروع کردم وانگهی به این پی بردم که آنقدر سرم را شلوغ کرده ام که به آن مجال فکر کردن به افکار منفی را نداده ام و افکار مثبت آنها را خنثی کرده اند این برایم خیییلی عجیب بود و واقعا شگفت زده شدم .
من و هیچ فرد دیگری تنها با حرف هایمان نمی توانیم شما را و یا هرکس دیگری را به مطالعه ی کتاب وا داریم . قطعا خیلی هایتان می گویید : این چرندیات محض را کنار بگذار کتاب کیلویی چند است؟!
من به همه ی آنها حق میدهم چرا که هیچ وقت لذت آزادانه ی مطالعه ی کتاب را نچشیده اند به غیر خواندن زورکی مطالب درسی دوران مدرسه و دانشگاه .
خودم هم با حرف کسی کاملا قانع نشدم که به سمت کتاب بروم اما حرف او استارت کارم را زد اوایلش جرعه ای کتاب نوشیدم بد نبود!
بعد گفتم باز هم امتحان می کنم شاید خوشم آمد : خوب بود
و دوباره: عالی بود
…: کتاب خواندن شد ضرورت زندگی
و حالا : نفس!
و اما بهانه هایی که برای مطالعه نکردن میاوریم: ۱) وقت ندارم : ۵ ودقیقه از خوابت بزنی آسمون زمین نمیاد
به خاطر حرف های مردم و تیکه هایشان : اونا عقل ندارن تو چرا؟
مخالفت خانواده: اگر از ته دلت بخواهی هیچ کس جلو دارت نیست.
پول ندارم کتاب بخرم: پس کتاب خونه ها برای چین؟
خلاصه امیدوارم به سمت کتاب بروید و از فواید آن بهره مند شوید.
و اینکه نظری می تونم بدم اینه که مطالعه ی کتاب را در مکان ها و شرایط مختلف امتحان کنین و هر کجا که احساس می کنید تمرکز بیشتری دارید و به اون جا علاقه مند هستید به مطالعه ی خودتون ادامه بدید شرایط مطالعه ی کتاب خیلی تاثیر گزار هستش و اینکه سعی کنین از عمق کتاب بخونین تا فواید کتاب رو مضاعف کنه.
کتابی هم که خیلی دوست داشتم
غزلیات سعدی و حافظ بود و کتاب کبوتر های وحشی از ایمی تیمبرلیک
۱_ساعت های مختلفی از شبانه روز را برای یافتن زمان مطالعه مؤثر امتحان نمایند.
ابتدا از زمینه ای که به آن علاقه دارند شروع کنند.
پس از مطالعه، جایزه ای هرچند کوچک مانند شکلات به خود بدهند.
دریافت کتاب از کتاب خانه باعث می شود تا نسبت به مطالعه آن در زمان مقرر قانونمندتر باشند.
با شکم تقریبا گرسنه کتاب بخوانند:-D
۲_ قلعه حیوانات | جورج اورول
که البته برای شخص بنده پایانش زیاد جذاب نبود.
دایی جان ناپلؤن | ایرج پزشکزاد
یوز پلگانی که با من دویدند
و کتاب پرنده به پرنده اثر آن لاموت .. در باب زندگی و نوشتن بی نظیر است.
سلام من عاشق کتاب و کتابخوانی هستم به اندازه ای است که هر روز اگر به اندازه یک صفحه از کتاب هم شده بایستی مطالعه کنم، به نظر من عضو کتابخانه شدن و کتاب را موعد مقرر تحویل دادن رو موجب میشه که یه نظمی به مطالعاتم بدهم،سالی که 12 ماه است هر ماه که یک کتاب خوب خریداری و مطالعه شود ، در مجموع 12 کتاب خوب و مفید خوانده ای و از این خوشحال خواهی بود که زمان را بیهوده تلف نکرده ای و پول و انرژی خودت را بیجهت هدر نداده ای! چه بهتر است کتابخواندن هدفمند و جهت دار باشد! بیشتر کتابها حاصل تجربیات و یک عمر زیستن نویسنده را در دنیای دیگر نشان میدهد ، امکان دارد با مطالعه یک کتاب که حاصل تجربیات و اموخته های یک شخص است ما را چند سال در زندگی به پیش ببرد، مثلا من کتاب اثر مرکب را مطالعه کردم و لذت بردم، و خیلی کارهای کوچک را تبدیل به ریز عادت نمودم و به مداومت آن کار پایبند بودم! کتابهای خوبی که خواندم، اولین ومهمترین آنها قران بود که بسیار در زندگی فردی و اجتماعی من مفید بوده است! داستانهای همچون کمیاگر، داستان راستان، ودیگر داستاتها واشعار مختلف مخصوصا برادران سعدی و حافظ !
ماه2/درس15:
1/اول خواندن با تمرکز تا که هم زمان با خواندن آگاهی هم متحول شود، دوم آموزش محتوای کتاب به یک شخص دل خواه یا تشکیل مجموعه کتاب خوانی برای آموزش و تبادل نظر، سوم تطبیق عملی یافته های نو و ایجاد تجربه شخصی خود از خوانده ها. البته توصیه های من زمینه کتابهای توسعه فردی بیشتر صدق می کنند. همه اینها با در نظر گرفتن اهمیت نوت برداری و تحلیل کتبی و خلاصه نویسی و بازنویسی خوانده ها به زبان شخصی و … است.
2/زمین نو/اکارت تول ، Letting go/دیوید هاوکینز ، زنانی که با گرگها می دودند/کلاریسا پنکولا و حتما کتاب هفت عادت مردمان مؤثر/ستیفن کوفی. رمان مرداد/میخائیل نعیمه و رمان زوربای یونانی و رمان کیمیاگر/پاولو کهیلو و کتاب 365 در قلمرو زرین اثر الهی قمشه ای مروری بر ادبیات جهان.
اصلا نشد یکی رو انتخاب کنم!!!
ماه دوم:تمرین پانزدهم(بخش اول)
به نظر من مطالعهٔ موثرتر است که با دقت و بدون عجله خوانده شود یعنی حتی اگر دو صفحه یا پنج صفحه در روز با دقت خوانده شود خیلی بهتر است تا صفحات زیادی بخوانیم بدون هیچ دقتی ، واین امر برای افرادی که حوصله ی کتاب خواندن ندارند آسان تر است و باعث تشویق آن ها در کتاب خواندن میشود. دومین راهی که به نظر من موثر تر است برا خواندن یک کتاب این است که بعد از اتمام کتاب آن را تجزیه تحلیل کنیم یا کلمه برداری کنیم و زیر جملات مهم آن خط بکشیم چرا؟چون ذهن انسان فرار است واگر ما نقد یا خلاصه ی از درسهای مهمی که از کتابی که خواندیم را بنویسیم براهمیشه آن را در جای امنی نگه داشته ایم سومین راهی که میخواهم بگویم این است در زمان آرام خود مطالعه داشته باشید که تمرکز بهتری برایتان ایجاد کندچهارمین راهی که میخواهم بگویم تبادل کردن از خواندن کتاب های که میخوانید در شبکه های اجتماعی است که باعث بحث و گفتگو با افراد دیگر دراین رابطه میشود یا همچنین تشکیل گروه هایی برا خواندن کتاب و تجزیه و تحیل آن که باعث تشویق کتابخوانی میشود.
(بخش دوم)
بهترین کتابی که خوانده ام از نظرم کتاب «کیمیاگر» اثر پائولو کوئلیو بود.
تمرین پانزدهم از ماه دوم
از زمانی که سواد خواندن را آموختم علاقه به خواندن در من بوجود آمد از کیهان بچهها گرفته تا کتابخانهی مسجد محل به اینکه یک دختر بچه خجالتی بودم و ذوق خواندن باعث شده بود که تنهایی به آنجا بروم آن هم در اوایل دههی شصت، و کتابها را زیرو رو میکردم.
با این نوشته خواستم بگویم که بخشی از قوه و تمایل به خواندن ذاتی است و بخشی را باید ایجاد کرد اگر از دسته آدمهایی هستید که حال و حوصلهی خواندن ندارید از مطالب کوتاه و نوشتههای خلاصه شدهی یک داستان و رمان شروع کنید حوزه علاقمندی خودرا با گشتن در میان مطالبی که میخوانید پیدا کنید قاعدهی خواندن برای خودتان نگذارید اما لذت خواندن را هم از خود نگیرید به قول استاد از روزیی دو ورق شروع کنید.
اگر دوستی در کنار شما کتابی میخواند با او کمی همراه شوید. و یا اگر مغازهگردی به سرتان زد یکی از مغازهها، حتما کتابفروشیها باشد حتی اگر کتابی نخرید. خلاصه تمام حرفم این هست که بخوانید، شده آنچه که میخوانید بیمقدار و سخیف باشد مطمئن باشید اگر درمسیر خواندن و مطالعه باشید راه برای شما باز خواهد شد و آرام آرام خودتان و حوزهی علاقمندیهایتان را میشناسید کافیست به پیشنهاد یک دوست نزدیک، که شما را خوب میشناسد گوش کنید و از کتابی که به شما میدهد شروع کنید خواندن کتاب فیزیکی و خریدن آن را از خود دریغ نکنید و برای کسی که ابتدای کار هست برای ترغیب به خواندن بهتر است از دانلود و خرید اینترنتی کمتر کمک بگیرد جستجو در بین کتابفروشیها ورق زدن کتابها لذتی است که باید در محل باشی تا حس کنی گفتنی نیست
درس پانزدهم تمرين دوم.
يكي از كتابهاي داستاني خوبي كه من خوانده ام كتاب بامزه در فارسي نوشته فيروزه جزايري دوما است و كتاب غير داستاني كه خواندم و تاثير خوبي روي من داشت كتاب چهار اثر از فلورانس بود😊🌸
درس پانزدهم-تمرین دوم
چندین دقیقه است که نشسته ام و دارم فکر می کنم واقعا بهترین کتابی که خوانده ام کدام است؟خب بگذارید فرضیه ای را از جانب خودم اراِیه بدهم ،برای یک آدم کتاب خور(پیش می آید دیگر ،منظورم کتاب خوان است)آن هم از نوع همه چیز خوانش ،هر نویسنده ای جای خود را دارد.
من نمی توانم صبحم را بدون خواندن از شعر های حافظ و سایه شروع کنم و شب ها بدون خواندن چند خط از هزار و یک شب نمی توانم به خواب بروم .از کتاب هایی که من را متصل به ستارگان یا تاریخ هم می کنند بگذریم .هر وقت هم دلم می گیرد می نشینم و نامه های احمد شاملو را به ایدا می خوانم .و از آنجایی که می خواهم در ژانر ادبیات سیاه و خیال پردازی تاریک فعالیت کنم کتاب هزارتوی پن را پیشنهاد می کنم .
درس پانزدهم-تمرین اول
همیشه در حین خواندن یا بعد از خواندن این ششپرسش در ذهن من وجود دارند:
1-مقصود اصلی نویسنده چیست؟
2-دیدگاه نویسنده در مورد موضوع چیست؟
3-نویسنده استدلالش را بر چه مفروضاتی بنا کرده است ؟
4-استدلال نویسنده چه استلزاماتی دارد؟
5-اصلی ترین مفاهیم نویسنده کدام اند؟
6-پرسش اصلی که نویسنده می کوشد تا به آن پاسخ دهد چیست ؟
تمرین پانزده ماه دوم
من تمام راه های موثر در مطالعه را از شما ، شاهین کلانتری اموخته ام . تنها یک مورد به ان افزوده ام ، چون به کتاب صوتی علاقه مندم و دوست دارم حین انجام فعالیهای فیزیکی کتاب گوش کنم . پس از خواندن کتاب کاغذی و رونویسی ان ، فایل صوتی اش را گوش می دهم . گویا من تایپ میکنم و او ( گوینده ) می خواند . اینجوری کتاب تا ابد در ذهنم ماندگار است .
انتخاب بهترین کتاب کمی سخت است کتاب هایی در زمینه های متفاوت ، بهترین بوده اند . داستان های کوتاه چخوف را بیشتر از داستانهای دیگر می پسندم .
هشت کتاب سهراب سپهری را از کودکی تا کنون دوست داشته ام و یکی از بهترین ها بوده است . با شروع دوره ی نویسندگی خلاق با بیژن نجدی اشنا شدم و اکنون به نظرم بهترین ، کتاب اوست . سبک نجدی ، نثرشاعرانه ی سهراب است . کتابش را رونویسی میکنم و امیدوارم به شیوه ای نزدیک به سبک او بنویسم .
ماه دوم: تمرین 15 – قسمت اول: نکات نهایی در مطالعه: ایده های خودم برای مطالعه موثرتر:
استاد خوشبختانه بصورت تمام و کمال درباره مطالعه موثرتر توضیح داده اید و مخصوصا با شرح مراحل 5گانه کتابخری و کتابخوانی که دیگر مهر محکمی بر دانسته های من زدید. تشکر. فقط یه موردی که خیلی می بینم دوستان می پرسند در مورد اینکه معمولا چند کتاب نصفه خوانده سر دست دارند و گاها نخوانده آنها را کنار می گذارند از بزرگی خواندم که: فلسفه کتاب ها و کتابخوانی را به مثل ادویه و کاربرد و خواص آنها تشبیه کرده بود و می گفت که استفاده از هر ادویه بعنوان چاشنی در هر غذایی فرق می کند و مطالعه را هم می گفت که در روندی از فکر و محتوای ذهنی ما به یکنوع کتابخوانی احتیاج داریم و اندازه های آنها هم کم و زیاد دارند. در کل منظورم این کتابهای نیمه خوانده شده را معظل ندانید و به زمان خودش مثل افزودن ادویه به غذا برای تزریق آنها به ذهنتان از آنها استفاده کنید.
ماه دوم: تمرین 15 – قسمت دوم: بهترین کتابی را که تاکنون خوانده ام:
کلی نمی توانم نظرمم را بگویم زیرا در هر مرحله و مقطع از زندگی ام و بنابر روانم کتابهایی وارد زندگی ام شده که در نوع خود بهترین راه گشا بوده اند. مثلا: در جوانی کتابهای:
ماهی سیاه کوچولو، قورباغه ات را قورت بده، داستان های صادق هدایت و صد البته کتاب همسایه ها (احمد محمود) که همیشه در ته روانم رسوب کرده، سر رشته زندگی را به دست بگیرید، کلیدی ترین این کتب: موریانه و مورچه و زنبور عسل (موریس مترلینگ)، قدرت فکر، زندگی،جنگ و دیگر هیچ
درس پانزدهم
تمرین ۱
منعادت دارم وقتی کهکتاب میخوانم زیر جمله هایی که برایم برجسته است را خط بکشم. تا قسمتی از کتاب را کهشروع کرده ام، نفهمیده ام، از ان عبور نکنم. سوالاتی که برایم در باره موضوع و قسمت مورد مطالعه پیش می آبد بنویسم. کتابهایی که برایم مهم میشودرا چندین بار میخوانم. در وقتهایی که مطالعه نمیکنمبه موضوعاتی که برایم سوال شده فکر میکنم. با موضوع کتاب تجربی برخورد میکنم. چون به نطرم وقتی موضوعی ررای یکنویسنده بزرگ دغدغه شده است؛ این دغدغه انسانیست پس من نیز می توانم نقاط مشترکی در وجودمبا آنپیدا کنم.
با کسانی که اهل کتاب هستم . موصوعاتم را مطرح میکنم.
تمرین۲
به نظر من تئوری انتخاب ویلیام گلسر
و وضعیت آخر تامس هریس را همه لازماست بخوانند.
تمرین 15 ماه دوم
بخش اول
البته من مطالعه موثر را از شما بهتر یاد گرفتم و همینطور رعایت نکات کتاب عادت های اتمی هم کم تاثیر نبود. قبلا، خصوصا کتاب هایی را که در چند صفحه ی اول به آن ها علاقه مند می شدم خیلی افراطی شروع می کردم به خواندن و از بقیه کارهای روزانه ام عقب می افتادم یا در آنها شدیدا کوتاهی می کردم. اما حالا در طول روز زمان های خاصی این کار را انجام می دهم. مثلا: صبح ها زودتر بیدار می شوم و بعد از نوشته ی صبحگاهی حداقل سه صفحه کتاب غیر داستانی می خوانم و سرکار می روم. بعد از برگشتن از سر کار و کمی استراحت کتاب داستانی می خوانم آن هم حداقل سه صفحه که اکثرا خیلی بیشتر از سه صفحه می شود و آخر از همه قبل از خواب است که کتاب روانشناسی و انگیزشی می خوانم. این سه نوبت را مدتی است که رعایت می کنم تبدیل به ریز عادت های زندگی من شده و حالم با آن خوب است.
بخش دوم:
پل های مدیسون کانتی از رابرت جیمز والر
روش من برای مطالعه وکتاب خواندن متفاوت است . ابتدا کتابهایی را که علاقه بیشتری به انها دارم مطالعه میکنم . مرحله بعد کتابهایی هست که در دوره ها معرفی میشوند تقریبا سعی میکنم هرروز بطور مستمر روزی یک ساعت را به مطالعه اختصاص بدهم ولی اگر کاری پیش بیاید وتا اخر هفته نتوانسته باشم یکساعت را وقت بگذارم یک وقت فشرده درنظر میگیرم وکتاب مورد نظر را تمام میکنم البته برای دوراول چون در دفعات بعد باید کلمه برداری هم بکنم درروز چند صفحه هم رونویسی را حتما انجام میدم مثلا پنج صفحه کتاب که تابحال دو کتاب اقای نجدی ودو کتاب از ابراهیم گلستان را تمام کردهام دربین اینها گاهی سری هم به کتابهای اموزشی میزنم مثل فرهنگ داستان نویسان البته . برنامه هزار کلمه را هم دارم هرروز انجام میدهم که رمانم هست و به نظرم تاثیر خواندن خیلی زیاد هست در مسیر پیش برد ولی خواندن سخت تر از نوشتن است برای همین سعی میکنم بلند بخوانم برای تمرکز وفهمیدن بهتر . کتابهای خوب زیادی خواندم ولی در دوره ها میتوانم بگویم از بیژن نجدی وابراهیم گلستان واآئورا بهترین انها بودند.
۱_برای خواندن کتاب ها به خودمان انگیزه بدهیم . مثال: ۱_ازبازخوردهای مثبت خواننده هایی که این کتاب را خوانده اند برای افزایش هیجان خودمان استفاده کنیم ۲_درباره نویسنده و زندگی نامه اش تحقیق کنیم و نام کتاب های دیگرش را بدانیم این باعث علاقه مندی به خواندن آن کتاب که می تواند داستان باشد یا دیدگاه بشود ۳_ مقدمه ، چکیده یا جمله های تاثیر گذار کتاب را بخوانیم
۲_اگر امکانش هست هنگام مطالعه جایی بنشیند که همیشه ارامش دارید . مثال : در فضای باز ، روی نیمکت فضای سبز و یا در هوای مورد علاقه تان قدم بزنید ، اصلا می شود کنار گلدان های اتاق نشست و مطالعه کرد
۳_عمیق بخوانید :
چیزهایی که حواستان را پرت میکند از خود دور کنید مثال :تلفن همراه ، تلویزیون ، لپ تاپ ، فکر قسط های ماهانه یا صحبت های بی ادبانه یک ادم بزرگسال که باعث عصبانی شدنتان می شود
۴_لباس هایی که دوست دارید بپوشید یا وسایل مورد علاقه تان را در اطراف خود پراکنده کنید : منظور این نیست لباس های مجلسی یا بیرونی تان را بپوشید . بلکه لباس هایی را بپوشید که در ان احساس راحتی می کنید یا رنگ و طرحش را بیشتر از بقیه لباس ها دوست دارید ، یا انکه در لیوان مورد علاقه تان دمنوشی دم کنید و کنار دستتان بگذارید ، می توانید خودکار و دفترچه مورد علاقه تان را برای نوشتن قسمت هایی که از ان ها الهام می گیرید یا تاثیر گزار است کنار دستتان بگذارید و …
۲_ سال بلوا
با سلام بر شاهین عزیز و پرانرژی
تمرین ۱۵
من معمولا برای مطالعهی فعالتر حتما باید پشت میز بنشینم. اینکار تمرکز من را خیلی بهتر بالا میبرد.
معمولاً روی میزم را کاملاً خالی میکنم مگر کتاب و دفتر یادداشتی که میخواهم در حال حاضر به آن بپردازم.
حتما کنارم یک برگه با خودکار دارم تا افکار، کارهای نیمه تمام و تمام موضوعات مزاحمی را که ممکن است در حین خواندن در ذهنم بیاید یک گوشه یادداشت کنم.
مطالعهام را با دوستداشتنیترین موضوعات شروع میکنم.
صفحات روز مطالعهام را میشمارم و آنها را در بین کارهای روزانهام پخش میکنم.
کتابهای سرگرم کننده و ساده را با خودم به رختخواب میبرم.
کتابهایی که در زیر میآورم را دوست دارم.
کلیدر را یک نفس در طی سه روز تمام کردم.
روزگار سپری شدهی مردم سالخورده
سیبل
مادام بوواری
وقتی نیچه گریست
عقیل عقیل
بوف کور
هزاران خورشید تابان
بادبادکباز
سمفونی مردگان
کتابهای آسیبشناسی روانی
کتابهایی که در رابطه با اختلالات شخصیت خواندهام بخصوص جلد دو طرحوارهدرمانی
راستش فکر که میکنم میبینم کتابهایی را که تا الآن خواندهام هر کدام را یک جوری دوست داشتهام اما با کلیدر خیلی ارتباط برقرار کردم بطوریکه تابستان همانسال به روستاهایی که داستان در آن اتفاق افتاده بود سفر کردم. و برایم تجربهای بسیار بهیادماندنی شد.
۱۵
بهترین پیشنهاد برای مطالعه مؤثر:
۱٫ یافتن علاقه و هدف
۲٫ کمکگرفتن از یک مشاور فن در زمینه معرفی کتب مناسب
۳٫ برنامهریزی
۴٫ تمرکز و مطالعه در سکوت
۵٫ یادداشتبرداری و نکتهبرداری
۶٫ مرور آموختهها با خود( شفاهی یا مکتوب) یا دیگران برای تثبیت آنها
۲٫
بهترین کتاب که مشخصاً خاطرم نیست، ولی دورهی نویسندگی خلّاق و استفاده از کلام و مطالب جناب کلانتری بزرگوار، بهترین تجربهها رو نصیبم کرده و بیشک این دوران جزو بهترین روزهای مفید عمرم محسوب میشه.
1- برای شروع بهتر است حیطه هایی که به ان علاقمند هستیم را پیدا کنیم و برای این کار می توان چند کتاب خوب در حیطه های مختلف را مطالعه کرد.
2- هنگام انتخاب کتاب و خرید کتاب کافی است که کتاب را باز کنید و چند صفحه از ان را بخوانید تا متوجه گیرایی کتاب شوید.
3- در مورد ارزش مطالعه و فواید کتابخوانی در مقابل هزینه ی آن فکر کنید
4- سعی کنید با افراد کتاب خوان اطراف خود تا می توانید تبادل کتاب کنید این کار شما را تشویق به کتابخوانی می کند و می توانید درمورد کتاب ها با انها بحث کنید
5- بهتر است یک فضای دنج و دلنشین برای مطالعه کتاب برای خود در نظر بگیرید و عواملی که باعث حواس پرتی شما می شود مانند تلویزیون و گوشی موبایل را از خود دور کنید.
6- با دیگران در مورد کتاب هایی که می خوانید و یا انها مطالعه کرده اند صحبت کنید.
7- اول صبح و یا اخر شب و در کل زمان هایی که برای شما زمان ارامش است را برای کتابخوانی انتخاب کنید . به نظر من اینکه همیشه یک کتاب همراه داشته باشید و منتظر فرصت برای خواندن ان باشید جالب نیست . باید بهترین زمان روزتان را به کتابخوانی اختصاص دهید.
-مرور مجدد کتاب ها
-واقعا گاهی اجازه بدهیم کتابهای کتابخانه مان خودشان زمان خوانده شدنشان را تعیین کنند دراین حالت چنان ما را میگیرند که نمیتوانیم زمین بگذاریمشان
-درباره آنچه از کتابها خوشمان آمده، یادگرفتهایم و یا برایمان الهام بخش بوده، رونویسی کنیم، نظر و برداشتمان را بنویسیم و با دیگران گفتگو کنیم.
قسمت دوم تمرین واقعا برایم مشکل هست که از میان کتابهایم یکی را انتخاب کنم و نمیتوانم بیش از این فکر کنم.
ساعت 3:43 بامداد شنبه است و من با وجود اینکه باید دو،سه ساعت دیگر برای رفتن به سر کار آماده شوم، بیدار ماندهام تا طلسم تمرینات ماه دوم را بشکنم.
هورااااا… از فردا تمرینات ماه سوم را شروع میکنم
با توجه به اینکه ارتباط زیادی با فضای مجازی دارم بیشترین مطالعه من در فضای مجازی و کتاب های پی دی اف می باشد. و بهترین مطالعه برای خودم همین شیوه می باشد که توانسته ددر افزایش ساعات مطالعه کمکم کند.
بهترین کتابی که خوانده ام هم جامعه شناسی خودمانی حسن نراقی
درس پانزدهم
پیشنهاد برای مطالعه موثر
نت برداری های کوتاه در حاشیه کتاب حین مطالعه
هایلایت کردن جملات و مطالب شاخص با ماژیک
مداومت در خواندن کتاب بطور روزانه ولو اندک
بهترین کتابی که خواندم، در حوزه های مختلف و به فراخور نیازی که داشتم کتاب های مختلفی بودن که برای من بهترین محسوب می شده، یکی از دلنشین ترین کتاب هایی که خواندم کتاب خاطرات دختری از ایران بود که به نوعی با خوندنش منو از آن تب و تاب فعالیت های مدنی در ایران انداخت و از طرفی ، متوجه شدم در این کشور پیش از من هم چه شخصیت هایی که دغدغه مردم را داشتند و تمام زندگیشان را گذاشتند ولی بی مهری های بسیار دیدند. هر چند در این راستا با شناختن خانم توران میرهادی و خواندن کتاب های او هم برایم ارزشمند بود و تلاشی که ایشان کرد تا مدرسه فرهاد را راه اندازی کند و معتقد بود آدمی باید غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کند. در زندگی پر فراز و فرودی که داشتم آشنا شدن با این شخصیت ها برایم ارزشمند و آرامش بخش بوده و هست.
تمرین 15 ماه دوم
با وجودی که خودم را یکی از بهترین دوستان کتابها می¬دانم –برعکس آنکه همه کتاب را بهترین دوستشان می¬دانند- اما برای خواندن برخی کتابها دچار مشکل می¬شوم و بارها آنها را شروع می¬کنم اما نمی¬توانم ادامه دهم، حتی در بعضی از موارد، کتابهای معروفی است که نصفه رها می¬شود و دوستانم با تعجب می¬پرسند باز هم نتوانستی آن را بخوانی، و توصیه¬های کافی به خواندن مجدد آن می¬کنند. یک نمونه این کتابها 1984 اثر جورج اورول بود.
برای کتابهایی که نمی¬توانم بخوانم ایجاد یک محرک خارجی می¬تواند مفید باشد: به شکلی یک الزام بیرونی برای آن تعریف می¬کنم تا بخوانم. مثلا برای ارائه در یک جمع و جلسه پیشنهاد میدهم که این کتاب را آماده می¬کنم. و دقیقا با 1984 همین کار را کردم و در یکی از کلاسهای درسی¬ام آن را برای استاد و دانشجویان ارائه دادم.
روش لذت بخش دیگر برای کتابخواندن، کتابخوانی جمعی است که به دو شکل می¬تواند اتفاق بیفتد، یکی اینکه دور هم جمع شویم و کتاب را باز کنیم و یک نفر بلند بخواند و همین طور دور بخورد و همه بخوانند –یا می¬تواند فایل صوتی کتاب پخش شود-. دیگر آنکه همه با هم قرار بگذارند و هرکس با تناسب برنامه¬اش تا حد تعیین شده بخواند اما همه با هم پیش برویم. هر دو نوع تجربه را داشته¬ام. بخصوص برای کتابهای تاریخی و قدیمی که سبک نوشتاریشان از فارسی امروزی فاصله دارد دور هم خواندن می¬تواند بسیار رفع ابهام کند و نکات تازه¬ای را در ذهن آدم باز کند که در تنهایی خواندن به آن نمی¬توان رسید.
روش دیگر سلسله¬وار کتاب خواندن است. این هم روش سرعت بخشی است، یکنفر یک کتاب می¬خواند و تمام می¬کند و کتابش را به نفر بعدی می¬دهد و او باید بخواند تا به نفر بعدی بدهد و همه در نوبت هستند تا نفر بعدی باشند که کتاب را می¬خوانند و کتاب در مدت کوتاهی بین جمع زیادی از دوستان می¬چرخد و خوانده می¬شود.
این روش مخصوص کتابهای درسی است: به قید قرعه فصول را میان خودمان تقسیم می¬کنیم، گاهی هم عادلانه و بر اساس تعداد صفحات تقسیم¬بندی صورت می¬گیرد. هر کس فصل خودش را می¬خواند، خلاصه¬برداری می¬کند و حتی در صورت لزوم مختصری هم به دیگران توضیح می¬دهد. دیگر نیازی نیست تمام فصول را خواند و بسیار سرعت بخش است. شرط لازم برای این کار داشتن همکلاسیهای آشنا به «خلاصه¬برداری» است در غیر این صورت چیزی جز متن اصلی کتاب آن هم بصورت دستنویس گیرتان نمی¬آید.
یک روش دیگر هم وجود دارد و آن هم کتابخوانی در کلاسهای کسل کننده و حوصله¬سربر است که بودن در کلاس بجز ثبت حضوری و حذف نشدن فایده¬ی دیگری ندارد. آخر کلاس می¬نشینم کتاب را باز می¬کنم و آنچنان غرق کتاب می¬شوم که کلاس را از یاد می¬برم، 10 جلد کتاب کلیدر محمود دولت آبادی را اینگونه خواندم. و اصولا در این کلاسها آنقدر استاد نسبت به کلاس بی¬¬توجه است که کاری به کار کسی ندارد.
بجای منتظر بودن کتاب خواند: من آدمی هستم که به شدت از معطل شدن بدم می¬آید و همیشه خودم سرقرار به موقع حاضر می¬شوم و حتی زودتر! اما از آنجایی که نمی¬شود همیشه سروقت بودن را انتظار داشت چون همیشه هم یک عالمه دلیل منطقی بخاطر تاخیر وجود دارد، پس بجای اعصاب خردکردن و بعد هم اخم کردن و گله و شکایت می¬نشینم و از روی گوشی¬ام یک کتاب می¬خوانم. حتی می¬توان چند دقیقه هم از فرد دیر کرده زمان خواست تا به سر فصل یا اول صفحه بعد رسید و او مجبور می¬شود بی¬هیچ اعتراضی منتظر بماند و بعد هم بی¬دلخوری می¬توان به ادامه قرار رسید، حتی آدم کمی ته دلش خوشحال می¬شود که توانسته آن نفر را چند دقیقه معطل کند.
بخش دوم:
معرفی یک کتاب کار آسانی نیست، همیشه از یک بخشهایی از هر کتاب می¬تواند خوشم بیاید و از بخشهایی هم نه. الان در یک لحظه که کتابهایم را مرور کردم به یک کتاب قدیمی رسیدم، کتاب امیر کوچولوی هشتم که از دوره نوجوانی تا بحال هنوز برایم جذاب است و اولین بار بعد از خواندش سکوت طولانی با خودم داشتم که چرا امیر کوچولو این انتخاب را کرد. و هنوز هم از دیدن این کتاب در قفسه کتابهایم حس خوب داستان را تجربه می¬کنم.
تمرین درس پانزدهم ماه دوم:
۱- وابسته به موضوع یا سِیر خاصی برای مطالعه نباشیم، که اگر نتوانستیم و نخواستیم با سیر مطالعاتی پیش برویم ، توی ذوقمان بخورد وکلاً مطالعه را کنار بگذاریم!
هر زمان هر کتابی که هوس کردیم بخوانیم.
۲- وقتی تصمیم به مطالعه می گیریم، گوشی موبایل خود را خاموش یا بی صدا کنیم که موجب حواس پرتی از مطالعه نشود.
۳- وقتی کتاب میخوانیم حتماً مداد به همراه داشته باشیم تا بتوانیم زیر کلمات دوست داشتنی مان، نکات مهم و موارد دلخواهمان خط بکشیم. جملاتی از کتاب که صلاح میدانیم یا برداشتها و نتیجه گیری های خود را گوشه ای از صفحه کتاب را در دفترچهای که همراه داریم بنویسیم.
۴- همیشه در کیفمان کتابی همراه داشته باشیم، که زمانهایی از معطلی هایِ در صف اتوبوس بودن، نشستن در اتوبوس، پشت فرمان در ماشین پشت چراغ قرمزهای طولانی، در ترافیک های سنگین، در اتاق انتظار مطب پزشک و … چند صفحه کتاب بخوانیم.( من کتاب خواندن در این زمان ها را خیلی دوست دارم، چون زمان های مرده را زنده می کنم.)
۵- گاهی شاید نتوانیم یک کتاب را تا انتها بخوانیم(به هر دلیلی)، اما دوست داشته باشیم کتابی را بارها بخوانیم.از این کار نهراسیم و آن را انجام دهیم.
۶-موضوعات مورد مطالعهمان را بر اساس سوالات ذهنیمان انتخاب کنیم و به دنبال کتابهایی در اینباره برویم تا برای به دست آوردن پاسخ سوالاتمان به خواندن آن کتابها مشتاق باشیم.
۷-در تلفن همراهمان نرمافزارهای کتابخوانی و کتابهای الکترونیکی داشته باشیم تا در مواقعی که دسترسی به نسخه کاغذی کتاب نداریم، کتابهای الکترونیکی مطالعه کنیم.
۸- گاهی از کتاب های صوتی استفاده کنیم.
۹- بعد از مطالعهی هر تعداد صفحه، نظر خودمان را دربارهی آن چند صفحهی مطالعه شده، خلاصهی آن صفحات و آن چیزی که از مطالعهی آن آموختیم بنویسیم. در انتهای مطالعهی کتاب هم نظر نهاییمان درباره آن بنویسیم.
تمرین پانزدهم:
به دو دلیل من سعی می کنم کتاب های مختلف را همزمان بخوانم : معمولا یک رمان، یک مجموعه داستان کوتاه، یک کتاب شعر، و دو کتاب غیر داستانی در دو فیلد متفاوت (تاریخی، جامعه شناسی، فلسفی، علمی و روانشناسی).
دلیل اول: اگر یک جا باشد که تنوع طلبی و رابطه ی همزمان با چند دوست(کتاب) صواب باشد، مطالعه است.
دلیل دوم: مدتی پیش مقاله ای در رابطه با خلاقیت خواندم که مدعی بود افرادی که کارها را نیمه تمام رها می کنند خلاق ترند، چرا؟ چون کارهای ناتمام در ذهن می ماند و دنبال راهی برای پیان می گردد. اما وقتی چیزی را به اتمام می رسانید دیگر در ذهن شما به پایان می رسد و ذهن دنبال راه های متفاوت برای ادامه دادنش نمی گردد. درست مثل رابطه ی کاراگاه و پرونده جنایی باز یا بسته. حتما برای شما هم پیش آمده داستانی را که بن بست خورده چند روز رها کرده اید و ناگهان بدون هیچ تلاش آگاهانه ای ایده ای به ذهنتان رسیده برای ادامه اش.
از ان زمان فیلم ها را هم نصفه رها می کنم و ادامه را چند روز بعد می بینم. نمی دانید چه کیفی دارد که همه ی حالات ممکن را برای ادامه ی روایت پیش بینی می کنم. فکر می کنم این تمرین خوبی برای داستان نویسی هم هست. کتاب ها را هم دقیقا به همین دلیل اینگونه و یه موازات هم می خوانم تا دیرتر تمام شوند و انچه را که خوانده ام در ذهنم مزه کنم و بجوم. سعی می کنم انها را به هم ارتاط بدهم مثلا چیزی را که در فلسفه خوانده ام در درونمایه داستان جستجو کنم و … جالب آنکه اکثر اوقات این کشف ارتباط ناخواسته اتفاق می افتد. برای همین گاهی عذاب وجدان دارم چون فکر می کنم خودم کار خاصی نکرده ام.
اما به هر حال، مطالعه ی موازی چند کتاب را پیشنهاد می کنم.
نوشته ی بینقص مثل گاو پرنده است، وجود ندارد.
به کتاب های نویسنده های حرفه ای به چشم داستان های بی نقص نگاه نکنید. همیشه جا برای بهتر نوشتن هست. مدام از خودتان بپرسید که چرا اینگونه نوشته و چه طور می توانست بهتر بنویسد و اگر شما بودید چه طور می نوشتید. گاهی بد نیست داستان های کوتاه را با چشمهای ویراستار یک نشریه مطالعه کنید و ایراداتش را رفع. این کار لذت خواندن داستان را کم می کند اما اعتماد به نفس را زیاد. البته خودم خیلی کم اینکار را کرده ام چون بسیار وقت گیر است و برای من یکی اصلا لذتبخش نیست اما ارزشش را دارد. هم ساختار داستان و صحنه را بهتر می فهمیم و هم بازنویسی برایمان راحتتر میشود. کاری که من ازش متنفرم.
حتما سرخورده شوید.
(اگر یادم بماند) برای خواندن کتاب محدوده ی زمانی تعین می کنم. مثلا می گویم در یک ساعت می خواهم 20 صفحه از فلان کتاب را بخوانم. اینکار به من کمک می کند تمرکزم را بهتر حفظ کنم. البته باید از این که در موعد مقرر بیشتر از 20 صفحه خواندید خوشحال نشوید و اگر هم کمتر خواندید سر خورده. فهمیدن و یادگیری همیشه مقدم است بر سرعت و حجم مطالعه.
اما اگر خواندید و هیچ چیز نفهمیدید حتما سرخورده شوید. خودتان را توجیه نکنید که کتاب سختی است و خیلی های دیگر هم نمی فهمند. باور کنید خیلی ها هم خوانده اند و فهمیده اند. بهتر نیست با دوباره خواندن به آن گروه ملحق شویم ؟
نوشتن در کتاب حرام است.
من جزو افرادی بودم که حتی یک خط کوچک در کتاب هایم نمیانداختم. چه برسد به نوشتن در کتاب. اما روزی که به سخنی از عیسی مسیح برخوردم، این عادت ذهنی وسواسگونه را کنار گذاشتم.
مسیح به یهودیان در مورد اعتقادشان به حرام بودن کار در روز شنبه گفته بود: “شنبه برای انسان است. نه انسان برای شنبه.”
حالا به نظر شما: انسان برای کتاب است یا کتاب برای انسان ؟ انتخاب با خودتان اما…
سعی کنید تعاملتان را با کتاب زنده و پویا نگه دارید. از طریق کلمه برداری، یادداشت برداری و نکتهنویسی، استفاده از ماژیک علامتزن و… می توانید به این مهم دست یابید. مخصوصا دوستانی که مثل من هنگام مطالعه به راحتی حواسشان پرت می شود و تمرکزشان را از دست میدهند، اگر این کار را انجام دهند مشتری می شوند.
این کتاب سخت است یا من خنگم ؟
من یادداشت می کنم که از کی تا کی مشغول مطالعه بودم و در این مدت چند صفحه خوانده ام. این کار برای رقابت با خود و بیشتر خواندن و این مسائل نیست. چون نمی خواهم یادگیری را قریانی تعداد کتاب هایی که خوانده ام بکنم. پس فایده اش چیست ؟
با این کار بعد از مدتی متوجه می شوید در چه ساعاتی از روز راندمان بهتری دارید و مغزتان فعال تر است. کتاب هایی که دشوارند را می توانید در این ساعات بخوانید.
مثلا برای من بهترین ساعت مطالعه دو ساعت قبل از ظهر و 5 تا 7 عصر است. در ساعات اولیه صبح (5 تا 7) و 14 تا 16 بهتر مینویسم. البته معمولا با مهمانی و اتفاقات پیش بینی نشده این نظم به هم می خورد ولی دانستنش بهتر از نداستنش است.
مهم ترین پیشنهاد :
نظم ،نظم ، نظم ، نظم. بدون نظم نویسندگی ممکن نیست.
فکر می کنم تولستوی گفته بود: نویسنده کسی است که در بی نظمی و آشفتگی دنیای پیرامونش، نظم خودش را پیدا کند.
و باز ممنونم از شما استاد نازنین. تمرین های این ماه باعث شد من به نویسندگی غیر داستانی، بیشتر از قبل علاقه پیدا کنم. امروز هم متوجه شدم بعد از گذشت 50 روز از ثبت نامم در دوره(تا 50 آبانماه)، بدون احتساب نوشته های صبحگاهی و دست نویس ها، بیش از 75500 کلمه نوشته ام، یعنی روزانه بیش از 1500 کلمه.
مسلما این نتیجه بدون شما ممکن نبود. دم شما گرم شاهین خان نازنین.
سلام تمرین ۱۵
قسمت ۱.
برای مطالعه موثر اول تیترها را می خوانم بعد به پاراگرافهای اول هر تیتر نگاهی می اندازم و همینطور ادامه میدهم تا چارچوب کتاب دستم بیاید. سپس مطالعه و علامتگذاری را انجام میدهم. عادت ندارم حاشیه نویسی و هایلایت کنم.
بعضی جاها اگر کم اهمیت بود عبارت خوانی میکنم ولی جاهای مهم کتاب را کلمه به کلمه می خوانم.
سعی می کنم کتابهای مورد علاقه ام را بخوانم و محل ثابتی برای خواندن انتخاب می کنم تا نسبت به آن شرطی شوم.
در نهایت سعی می کنم خلاصه ای از کتاب را یادداشت کنم. همچنین بین رابطه ای بین زمان و درصد یادگیری هست بعد از خواندن کتاب باید مرور کتاب آنهم در فاصله زمانی کم صورت گیرد وگرنه از یاد می رود اگر مطالب مهم باشند مرور دوم بعد از یک هفته انجام میگیرد تا در مدت زمان بیشتری مطالب در حافظه ثبت شود.
قسمت ۲.
کتاب حکمتها و اندرزها / استاد مطهری