طرح داستان | بخش اول

طرح یا پیرنگ؟
یک نکته مهم دربارۀ واژۀ plot (طرح یا پیرنگ): این کلمه دو معادل جاافتادۀ فارسی دارد که ما در درس‌های دورۀ نویسندگی خلاق، از واژۀ طرح استفاده می‌کنیم که هم قدمت بیشتری نسبت به واژۀ پیرنگ دارد؛ و هم درست‌تر و رساتر است. به نظر می‌رسد واژۀ پیرنگ بیش از آنکه به کار ادبیات بیاید به درد دنیای نقاشی می‌خورد. در صورت تمایل، در این رابطه بیشتر بخوانید: نگاهی به واژة “میتوس” در بوطیقای ارسطو

یک نکتۀ ضروری:
در درس‌های داستان‌نویسی دورۀ نویسندگی خلاق فقط به ساختار کلاسیک داستان‌‌ می‌پردازیم. حساب داستان‌های تجربه‌گرا و آوانگارد از بحث ما جداست. چراکه اولاً برای نوشتن داستان تجربی و جریان‌گریز ساختار و اصول و فرمول معینی وجود ندارد. (به تفاوت داستان‌هایی مثل شب یک شب و دو، شب هول، سفر شب و شب ملخ توجه کنید، هر یک ویژگی‌های ساختار منحصربه‌فردی دارد.) این داستان‌ها با به چالش کشیدن ساختارهای موجود شکل می‌گیرد. پس فرموله کردن آن نقض قرض است. ثانیاً ما تا اصول پایه و ساختار کلاسیک داستان را نشناسیم احتمالاً نمی‌توانیم دست به نوآوری خاص و خلاقه‌ای بزنیم.  پس اگر ایدۀ خاص و عجیب‌وغریبی به ذهن شما رسیده که حس می‌کنید در چارچوب‌ درس‌های این ماه نمی‌گنجد، لطفاً یا آن را با درس‌ها سازگار کنید یا فعلاً ایده‌تان را بگذارید توی کشو و روی ایده‌‌ای کار کنید که سر و ته مشخص دارد و با ساختار ارائه شده در این درس‌ها سازگار است. بعداً پاداش انضباط خودتان در یادگیری الگوی کلاسیک را دریافت خواهید کرد. بهتر است اول قوانین را بشناسیم، سپس آن‌ها را بشکنیم.
در نتیجه ما در ماه سوم دوره از معیار طلایی خلق درام صحبت می‌کنیم. از ساختار محکمی که سابقه‌ای دیرینه دارد.  و به نوعی می‌توان آن را آزمایش‌پس‌داده‌ترین ساختار خلق داستان دانست. از ادیپ و هملت تا پدرخوانده و جوکر را می‌توان از نمونه‌های موفق این ساختار دانست.

در مرحلۀ قبلی خلاصه‌ای دو خطی از داستان خودتان نوشتید.

اما بسیاری از شما در نوشتن متن دو خطی دچار مشکل شدید، و احتمالاً چنین بازخوردی را دریافت کردید: «چیزی که نوشته‌ای صرفاً یک جرقه‌ برای شروع داستان است، پس داستان چیست؟» یا «کلی‌گویی نکن. خلاصۀ دو خطی جای حرف‌های انتزاعی و فلسفه‌بافی نیست. وقایع داستانت را نقل کن.»

باری، موضوع هم ساده است و هم پیچیده. هم دشوار است و هم آسان.

در این درس می‌خواهیم به زبان ساده با تفاوت اصلی طرح داستانی با واقعیت و خاطره و حکایت آشنا شویم.

به این مثال ادوارد مورگان فورستر توجه کنید:

پادشاه مُرد و سپس ملکه هم مُرد.

این چیزی است که ممکن است شما در واقعیت شاهد آن باشید یا در حکایات و خاطرات و برخی داستان‌ها بخوانید.

اما به این جمله توجه کنید:

پادشاه مرد و پس از چندی ملکه از فرط اندوه (مرگ پادشاه) مُرد.

تفاوت در رابطۀ علت و معلولی است.

در طرح داستانی ما شاهد روابط علت و معلولی هستیم.

و دشواری خلق پیرنگ و یک داستان اصولی دقیقاً در همین جاست.

وگرنه همه از نوشتن داستان‌هایی به سیاق سریال‌های آبدوغ‌خیاری بر می‌آیند.

ساختن یک طرح داستانی منسجم و قوی نیازمند دقت و ممارست است.

بله، شما می‌توانید با یک جرقه بپرید وسط داستان و به سرعت پیش بروید و نسخۀ اول داستانتان را بنویسید. اما آیا بهتر نیست، مقداری وقت صرف طراحی دقیق طرح داستانتان بکنید و پس از آن انرژی‌تان را صرف نوشتن یک داستان درست و ساختاریافته صرف شود؟

بین وقایع داستانتان یک رابطۀ علت و معلولی ایجاد کنید؛ یک ساختار دومینویی.

***

حالا می‌خواهیم ایده‌ای را که در مرحلۀ قبل نوشتید با 4 معیار مهم بسنجیم. با این چهار کلید می‌توانید همیشه ایده‌های خودتان را ارزیابی و تقویت کنید.

1

آیا ایدۀ خودتان را دوست دارید؟

ممکن است بازار بعضی داستان‌ها داغ باشد، ممکن است بعضی ایده‌ها ما را روشنفکرتر، دغدغه‌مندتر یا حتی باکلاس‌تر نشان بدهد! اما آیا واقعاً ایدۀ شما به دل خودتان هم می‌نشیند؟

دربارۀ چیزهایی بنویسید که برایتان اهمیت دارد؛ موضوعاتی که تا حدی از آن‌ها سر در می‌آورید و دوست دارید چیزهایی دربارۀ آن‌ها بیشتر و بیشتر بدانید.

2

در نوشتن از ماجراهای بیش از حد شخصی زیاده‌روی نکنید

ممکن است بسیاری از ماجراهای شخصی و خانوادگی خودتان را شایستۀ نوشتن بدانید. اما آیا چنین موضوعاتی برای خوانندۀ شما هم جذاب است؟

بسیاری از ایده‌های شخصی ما ممکن است برای دیگران کسل‌کننده و ملال‌آور باشد.

بنابراین بهتر است در نوشتن از ماجراها یا علایق عجیب‌وغریب خودتان تا حدی احتیاط کنید. (مثلاً فردی را تصور کنید که از تخصصی‌ترین و غریب‌ترین اتفاقات شغل خودش داستانی بسازد و فی‌المثل مکرراً از اصطلاحات یک رشتۀ پزشکی در توصیف داستان استفاده کند. ممکن است این اصطلاحات برای شخص نویسنده مفهوم باشد، اما فاصلۀ جبران‌ناپذیری را بین خواننده و داستان ایجاد می‌کند. خاطرات شمال (!) نیز شامل همین قاعده است. ممکن است ما از مرور خاطرات شخصی‌مان کیفور شویم. اما همۀ این خاطرات الزاماً ارزش داستانی ندارد.)

به تجارب شخصی‌تان از چشم یک غریبه نگاه کنید.

صدالبته که نباید تجربیات شخصی خودتان را دست‌کم بگیرید. بسیاری از تجربه‌های ما می‌تواند جرقۀ اولیۀ ایده‌های درجه یک داستانی باشد.

اما به شرط اینکه شما بتوانید در داستان خودتان اهمیت این نکات کوچک را نشان بدهید.

بنابراین از معدن پایان‌ناپذیر تجربیات شخصی‌تان بهره ببرید. اما برای ایجاد تعادل میان فضای شخصی و عمومی تلاش کنید.

برای بهره‌بردن از تجربیات شخصی، بهترین کار توجه به درس سوم ماه اول دوره (دفترچه یادداشت) است. سعی کنید هر روز نکاتی از زندگی روزمرۀ خودتان را در دفترچه یادداشتتان ثبت کنید.

هنگام بهره‌گرفتن از تجربیات شخصی از خودتان بپرسید آیا می‌توانم این ایده را طوری بپرورانم که برای دیگران نیز گیرا و پرمعنا باشد؟

3

چه چیزی در معرض نابودی و خطر است؟

آیا در طرح داستان شما چیز خاص و مهمی برای شخصیت‌ها در خطر است؟

به زبان ساده: داستان یعنی دعوا! دعوا بر سرچیزهایی که برای شخصیت‌ها مهم است.

البته نه به این معنی که همۀ شخصیت‌ها مدام در چاقوکشی باشند! این دعوا و کشمکش می‌تواند جنبه‌های درونی هم داشته باشد.

سوخت اصلی داستان کشمکش است. اگر آدم‌های داستان شما سر چیز مهمی با هم کلنجار نروند، داستان شکل نمی‌گیرد.

ترفندی برای نجات داستان از ملال
یکی از تکنیک‌های اساسی روایت چیزی است که «خرسی در ساحل» خوانده می‌شود.

این تعبیر از دنیای فیلم می‌آید ولی خود این ترفند در همۀ هنرهای روایی از زمان «هومر» وجود داشته است.
مطلب از این قرار است: چیزهایی که فکر می‌کنیم در جهان واقعی خوشایند و مهمند -عشق لطیف و خوراک خوب و مهمانی و محیط زیبا و گفتگویی فلسفی- خواندن درباره‌شان (یا دیدن آن‌ها در فیلم)، بسیار خسته‌کننده است.
عنوان «خرسی در ساحل» در زمان فیلم صامت در هالیوود پیدا شد، هنگامی‌که براساس داستان فیلم، قهرمان مرد و زن می‌بایستی در ساحل می‌نشستند و لحظاتی همدیگر را می‌نگریستند. تصاویری ملال‌آور!
ولی ببین! آن‌گاه به فکر کارگردان می‌رسد که نشان بدهد چگونه در آن نزدیکی‌ها یک خرس خاکستری وحشی از باغ وحش می‌گریزد و به‌طرف ساحل می‌آید. بعد از آن زوج پیش از آنکه گرفتار خرس شوند، می‌توانند در نهایت علاقه و توجه بیننده، مدتی طولانی به یکدیگر نزدیک شوند.
همیشه به گونه‌ای تهدید نیاز است تا بخش‌های مهم‌تر داستان کارایی داشته باشد. یک مهمانی بارها فضایی گیراتر می‌یابد اگر در پایان بخش پیشین بمبی زیر خانه کار گذاشته باشند.
گفتگویی فلسفی در مترو عمقی دیگر می‌یابد اگر ما -ولی نه قهرمان زن- بدانیم آن بیگانۀ تیزبین یک قاتل زنجیره‌ای فراری است.
اگر کسی بخواهد بقایای رودخانۀ دست‌نخوردۀ زیبای نورلند را شرح بدهد شاید خردمندانه باشد پیش از آغاز توصیف طبیعت در فرصتی مناسبت جسدی را در جایی پنهان کند.
|یوران هگ | کتاب کارگاه نوین نویسندگی|

یک نکتۀ مهم:

سعی کنید کشمکش‌های داستان شما قابل دیدن باشد. کشمکش را در ذهن شخصیت‌ها نگه ندارید. به ما با صحنه‌های گوناگون نشان بدهید که در داستان شما دعوا بر سر چه چیزی است؟

بدون حرکت، داستان شکل نمی‌گیرد.

شما حتی در خلاصۀ دو خطی داستان هم باید بتوانید تکاپوی شخصیت‌ اصلی داستان را نشان دهید.

رئیس پلیس شهری ساحلی که مسافران تابستانی در آن اقامت دارند، با وجود ترس از دریا،  تلاش می‌کند تا کوسۀ بزرگ و خطرناکی را از بین ببرد و نهایتاً با انفجار کوسه به هدفش می‌رسد.

این خلاصۀ دو خطی فیلم آرواره‌های استیون اسپیلبرگ است که بر اساس داستانی از پیتر بنچلی نوشته شده.

نکته: از تکراری بودن ایدۀ خودتان نگران نباشید. اگر به شیوۀ تازه‌ای به ایده‌تان بپردازید، قطعاً می‌توانید داستان تازه و بکری خلق کنید.

4

آیا ایدۀ من می‌تواند به داستان با سر و ته و روشنی تبدیل شود؟

برخی ایده‌ها در نگاه اول جالب به نظر می‌رسد، اما ظرفیت کافی برای گسترس را ندارد، شاید به کار یک داستانک مینیمال بیاید، اما مسلماً نمی‌تواند به داستان بلند تبدیل شود.

آیا وقتی به ایده‌تان فکر می‌کنید، صحنه‌های متعددی در ذهن شما شکل می‌گیرد؟ آیا می‌توانید تصویری عینی دربارۀ شروع و میان و پایان داستان داشته باشید؟ لزوماً قرار نیست داستان شما به شکلی که تصور می‌کنید به پایان برسد. بعداً می‌توانید پایان داستان را تغییر بدهید. اما در این مرحله به تصور اولیه‌ای دربارۀ آغاز و پایان داستان نیاز داریم.

طرح داستان یعنی کنش، یعنی نمایش شخصیت‌ها در حین عمل. اعمالی که در یک زنجیرۀ علت‌ومعلولی به هم متصل است.

بنابراین تا می‌توانید در توصیف طرح داستان از نوشتن واژه‌های انتزاعی و غیرعینی پرهیز کنید.

یکی از مشکلات طرح‌های داستانی این است که ما می‌خواهیم سال‌های طولانی را در کنار هم روایت کنیم. به راهی برای فشرده‌سازی وقایع بیاندیشید. بهتر است قسمت کوچک‌تری را انتخاب کنید و داستان را حول محور آن شکل بدهید.

از خودتان بپرسید که آیا می‌توانید ایده‌تان را صفحه‌ها توصیف کنید؟ یا نه کل ایدۀ شما فقط در سر شخصیت اصلی می‌گذرد؟

آیا صدای گفت‌وگوی شخصیت‌های داستان را در ذهنتان می‌شنوید؟

***

یک کار عالی: یکی از بهترین شیوه‌های فهم دقیق طرح داستان، نوشتن طرح داستان‌هایی است که خوانده‌اید، حتی می‌توانید طرح فیلم‌هایی که دیده‌اید را هم بنویسید.

به این دو نمونه نگاه کنید:

یک نجیب‌زادۀ اسکاتلندی به اتفاق همسرش نقشه‌ای برای قتل پادشاه می‌کشند، و علی‌رغم کشمکش با همسرش و همینطور وجدان خودش، پادشاه را می‌کشد و به حکومت می‌رسد. با این حال وفاداران پادشاه کشته‌شده، به انتقام برمی‌خیزند، و در پایان داستان، با قتل مکبث، وارث حقیقی پادشاه مقتول را به سلطنت می‌‎رسانند.
خلاصۀ طرح مکبث ویلیام شکسپیر

گردباد دختر کوچکی را از مزرعه‌ای که در آن زندگی می‌کند به آسمان می‌برد و در سرزمینی سحرآمیز پایین می‎‌آورد. او برای کمک گرفتن از جادوگر قدرتمند به راه می‌افتد، و  پس از برخورد با درختان سخنگو و میمون‌های پرنده و بدجنس و در نهایت خود جادوگر، به آرزوی خودش می‌رسد و به مزرعۀ خودشان باز می‌گردد.
خلاصۀ طرح جادوگر شهر از

با اینکه در هر یک از این داستان‌ها عناصر مختلفی وجود دارد، و فضای این دو داستان به کلی متفاوت است، ما در این داستان‌ها با 7 عنصر ساختاری پیرنگ مواجه هستیم که در اغلب داستان‌های جهان (داستان کوتاه، داستان بلند، رمان، نمایشنامه و فیلم‌نامه) می‌توان سراغ آن را گرفت:

شخصیت اصلی: کسی که در مرکز پیرنگ داستان قرار دارد.

در ابتدای داستان ما شاهد زندگی عادی شخصیت اصلی هستیم.

ما در درس‌های بعدی با جزئیات بیشتر دربارۀ شخصیت‌پردازی ‌صحبت می‌کنیم. اما در این مرحله سعی کنید برخی ویژگی‌های شخصیت اصلی را مشخص کنید.

حادثۀ محرک: رخدادی که زندگی شخصیت اصلی داستان را از تعادل خارج می‌کند.

عشق، تصادف و هر اتفاق دیگری که وضعیت اولیه داستان را بهم بریزد، بهانۀ خوبی برای وارد کردن شخصیت به گود عمل است.

هدف: چیزی که شخصیت اصلی برای رسیدن به آن تلاش می‌کند تا دوباره تعادل را به زندگی‌اش بازگرداند.

این هدف در اثر حادثۀ محرک ایجاد می‌شود.

فرضاً اگر حادثۀ محرک شخصیت اصلی داستان شما آشنایی با فردی جدید و عاشق شدن است، هدف او رسیدن به معشوقه خواهد بود.

مانع: نیرو یا نیروهایی که مانع شخصیت اصلی برای رسیدن به هدفش هستند.

اگر بنا باشد همه چیز خوب پیش برود داستانی شکل نمی‌گیرد. پس شخصیت اصلی داستان در مسیر رسیدن به هدف با موانع درونی و بیرون مواجه است. به حریف شخصیت اصلی داستان ضدقهرمان نیز می‌گویند.

بحران: سخت‌ترین و غالباً آخرین تصمیمی است که شخصیت اصلی برای غلبه بر موانع می‌گیرد.

شخصیت اصلی بلافاصله بعد از حادثه محرک دچار بحران‌های متعدد می‌شود، اما بحران یعنی تصمیم نهایی شخصیت برای رسیدن به هدف.

این تصمیم دشوارترین تصمیمی است که شخصیت اصلی می‌‌گیرد.

داستان شما در این مرحله باید به اوج هیجان خود برسد. اینجا جایی است که ما نمی‌توانیم کتاب را زمین بگذاریم یا چشم از تماشای فیلم برداریم.

به یاد داشته باشید که در این مرحله شخصیت باید با یک انتخاب سخت مواجه شود. با یک مثال موضوع برایتان روشن می‎شود:

سوفی در داستان «انتخاب سوفی» مجبور به انتخابی دردناک می‌شود. یک افسر نازی وادارش می‌کند بین دو فرزندش یکی را برای زنده ماندن و دیگری را به مسلخ بردن انتخاب کند. (+)

نقطۀ اوج: نبرد نهایی با موانعی که از بحران ناشی می‌‎شود و طی آن، شخصیت اصلی در راه رسیدن به هدف خود پیروز می‎شود یا شکست می‌‎خورد.

این صحنه در نتیجۀ کشکمکشی که با حادثۀ محرک شروع شده مشخص می‌شود. در این نقطه است که شخصیت اصلی داستان یا شکست می‌خورد یا پیروز می‌شود.

گره‌گشایی: تعادل تازه‌‌ای که در اثر نقطۀ اوج ایجاد می‌شود.

اینجا ما وضعیت زندگی شخصیت‌ها و دنیای آن‌هاست را پس از نقطۀ اوج می‌بینیم.

ضمن اینکه از این مرحله می‌توان برای حل و فصل ماجراهای فرعی داستان بهره برد.

در درس‌های بعدی هر هفت عنصر سازندۀ طرح داستان را با جزئیات بیشتری می‌شکافیم. اما پیش از آن باید تمرین کنیم:

[wp-svg-icons icon=”file-3″ wrap=”i”] تمرین:

  1. فیلم جدایی نادر از سیمین را ببینید. عناصر فوق را در این فیلم شناسایی کنید و فهرست‌وار بنویسید. (حتی اگر این فیلم‌ را مدت‌ها قبل دیده‌اید، مجدداً آن را برای نوشتن تمرین تماشا کنید.)

    لینک تماشای فیلم

  2. حالا ایدۀ خودتان را در قالب فهرست زیر بنویسید:
    شخصیت اصلی:
    حادثۀ محرک:
    هدف:
    مانع:
    بحران:
    نقطۀ اوج:
    گره‌گشایی:

برای این تمرین بازخوردی دریافت نخواهید کرد. در اصل، بازخورد در قالب درس سوم ارائه خواهد شد.

58 پاسخ

  1. تمرین اول
    شخصیت اصلی: نادر
    حادثۀ محرک: دادخواست طلاق سیمین و به دنبال آن ترک منزل
    هدف: حفظ زندگی
    مانع: پدری که آلزایمر دارد و از وضعیت جسمی نامناسبی برخوردار است. هم‌چنین سیمین که می‌خواهد همسرش را بترساند.
    بحران: پیرمرد که روی زمین افتاده، پولی که از کشو برداشته شده، شکایت پرستار از نادر به جرم قتل فرزندش (سقط بچه‌ی توی شکمش)
    نقطۀ اوج: نادر می‌گوید که باعث سقط بچه نشده و پرستار (راضیه) خلاف آن را اعتراف می‌کند.
    گره‌گشایی:
    ماجرای فرعی: متوجه می‌شویم که نادر از باردار بودن زن باخبر بوده است.)
    پرستار (راضیه) نزد سیمین می‌آید و اعتراف می‌کند که قضیه چیز دیگری است و روز گذشته‌ی این حادثه ماشینی به او اصابت کرده و تصادف کرده است؛ هم‌چنین جنین از همان شب دیگر تکان نخورده.
    شوهر راضیه (شهاب حسینی) پی می‌برد که علت اصلی سقط جنین چیز دیگری است و با ترک منزل، گره‌ها گشوده می‌شود.

  2. فیلم جدایی نادر از سیمین
    حالا ایدۀ خودتان را در قالب فهرست زیر بنویسید:
    شخصیت اصلی: نادر
    حادثۀ محرک: درخواست طلاق همسر
    هدف: بازگرداندن زن به زندگی
    مانع: تصمیم زن به مهاجرت و مریضی پدر نادر
    بحران: دعوا با پرستار و سقط شدن بچهٔ راضیه و محکومیت نادر
    نقطهٔ اوج: تصمیم به پرداخت دیه
    گره‌گشایی: اثبات بی گناهی نادر
    —————-
    فیلم جدایی نادر از سیمین
    حالا ایدۀ خودتان را در قالب فهرست زیر بنویسید:
    شخصیت اصلی: هیبت
    حادثۀ محرک: واگذاری مسوولیت نانوایی به او توسط صاحب مغازه
    هدف: حفظ امانت
    مانع: سختی نگهداری پول مغازه
    بحران: خسته شدن از دیر کرد
    نقطهٔ اوج: رها کردن مغازه و دنبال صاحب پول رفتن
    گره‌گشایی: بازگشت صاحب کار

  3. شخصیت اصلی:نادر
    حادثۀ محرک: رفتن سیمین
    هدف:حفظ زندگی
    مانع:پدر نادر
    بحران:سقط جنین راضیه
    نقطۀ اوج:تلاش برای مشخص شدن علت مرگ جنین
    گره‌گشایی: اعتراف راضیه
    در داستان خودم
    شخصیت اصلی:آزاده
    حادثۀ محرک:دیدن عکسی از کودکیش
    هدف:رسیدن به خودباوری ودنبال کردن رویایش
    مانع:ترس و باورهای ناشی از کودکیش
    بحران:بیماری ازاده
    نقطۀ اوج:رسیدن به ارزویش
    گره‌گشایی: تغییر باور آزاده

  4. شخصیت اصلی:ماه نسا
    حادثۀ محرک:دیدار علیمردان ودزدی
    هدف:به دست آوردن علاقه وقلب علیمردان
    مانع:باور ها ی علیمردان ودسیسه چینی های اهالی ده
    بحران:درگیری های ماه نسا برای رهایی از اتهام
    نقطۀ اوج: مشخص شدن دزد اصلی قصه گویی در نهایت نا امیدی آخرین تلاش برای بیان عشق خود
    گره‌گشایی:اولین دیدار

  5. شخصیت اصلی:نادر
    حادثۀ محرک: جدایی از همسرش
    هدف:حفظ زندگی
    مانع:پدر بزرگش
    بحران:سقط جنین راضیه
    نقطۀ اوج:تلاش برای مشخص شدن علت مرگ جنین وحفظ اعتماد ترمه
    گره‌گشایی: اعتراف راضیه

  6. شخصیت اصلی:نیما
    حادثۀ محرک:تصادف
    هدف:مشهور شدن و رهایی از فلاکت
    مانع:فقیر بودن و نامیدی
    بحران:رها شدن توسط نامزدش
    نقطۀ اوج:علاقه دختری دیگر به او
    گره‌گشایی:ازدواج با دختر دیگر و نجات از فلجی و مشهور شدن نسبی

  7. شخصیت اصلی:نادر
    حادثۀ محرک:درخواست طلاق از سوی همسر
    هدف:ایجاد ارامش در خانه
    مانع:پدر مریص
    بحران:سقط بچه زن کارگر
    نقطۀ اوج:تصمیم ترمه برای ماندن با پدر یا مادر_شک کردن زاضیه به سقط بچه در اثر ضربه نادر
    گره‌گشایی:اعتراف راضیه

  8. فیلم جدایی نادر از سیمین
    حالا ایدۀ خودتان را در قالب فهرست زیر بنویسید:
    شخصیت اصلی: نادر
    حادثۀ محرک: درخواست طلاق همسرش
    هدف: ساختن زندگی بهتر برای خانواده اش
    مانع: پدر نادر و مریضی آن
    بحران: سقط بچهٔ راضیه
    نقطهٔ اوج: شک کردن راضیه از اینکه بچه در اثر ضربهٔ نادر سقط شده یا نه.
    گره‌گشایی: اعتراف راضیه

  9. شخصیت اصلی: اکرم
    حادثۀ محرک: از دست دادن بچه
    هدف: پیدا کردن و پس گرفتن بچه
    مانع: افکار تعصبی خود و اطرافیان / دخترانش
    بحران: تلاش برای برملا نشدن هویت خود پیش دخترش
    نقطۀ اوج: عروسی دختر و مرگ اکرم
    گره‌گشایی: برملا شدن هویت اکرم برای دخترش

  10. شخصیت اصلی :نادر
    حادثه محرک :درخواست طلاق همسرش از او
    هدف :ایجاد آرامش در خانواده
    مانع: پدرش
    بحران:زندگی در هم ریخته و ترک همسرش
    نقطه اوج :مرگ جنین زن باردار
    گره گشایی: اعتراف زن
    تمرین دوم
    شخصیت اصلی :سیاوش
    حادثه محرک :عاشق شدنش
    هدف :رسیدن به عشق
    مانع:دوستش که عاشق همان دختر است
    بحران :ابراز علاقه دوستش به دختر
    نقطه اوج : ابراز علاقه نامزد دوستش به او
    گره گشایی: از خودگذشتگی و تقدیم عشق به دوستش

  11. تمرین دوم :
    شخصیت اصلی فیلم : نادر
    حادثه محرک:اصرار همسرنادر به مهاجرت وتصمیمش برای طلاق
    هدف: درظاهرایجاد زندگی بهتر و اینده روشن برای فرزند
    مانع:پدرپیر نادر
    بحران:دعوای نادر و پرستارپدرش
    نقطه اوج: اتهام سقط جنین پرستار به نادر
    گره گشایی: عذاب وجدان پرستار وافشای حقیقت

  12. شخصیت اصلی:پریناز

    حادثۀ محرک: بارداری و افسردگی‌پس از ان

    هدف:تولد فرزندانی سالم

    مانع: نوعی بارداری نادر و‌مسایل موربوط به ان

    بحران:تولد نوزادان نارس

    نقطۀ اوج: درگیری با افسردگی

    گره‌گشایی: تصمیم برای بهبود وضعیت روحی و گذراندن مراحل درمان

  13. تمرین اول:
    شخصیت اصلی: نادر
    حادثه محرک:پافشاری همسر به مهاجرت
    هدف:ایجاد زندگی بهتر و اینده روشن برای فرزند
    مانع:پدر نادر
    بحران:کشمکش نادر و پرستار
    نقطه اوج: اتهام قتل جنین پرستار به نادر
    گره گشایی: عذاب وجدان پرستار و بازگویی حقیقت
    •••••••••••••••••••••••••••
    تمرین دوم :
    شخصیت اصلی: آسیه

    حادثه محرک:مرگ شوهر

    هدف:زندگی ارام اسیه و دخترش

    مانع: برخورد نامناسب جامعه با اسیه بعنوان یک زن تنها

    بحران: تلاش اسیه برای پیدا کردن کار

    نقطه اوج: خواستگاری صاحبخانه از اسیه

    گره گشایی: ازدواج اسیه

  14. شخصیت اصلی:نادر
    حادثه محرک:تصمیم سمین برای مهاجرت برای زندگی بهار دخترش.بحث کردن نادر وسیمین
    هدف:نادر میخواهد ایجاد برقراری نظم و آرامش بدون سیمین به وجود بیاره.
    مانع:بودن پدر و نتوانستن پدر برای کار های خود.
    بحران:حادثه و دعوای نادر و پرستار . رفتن سر خود پدر از خانه.
    نقطه اوج:نادر دیه را پرداخت میکند.ناراحتی شدید ترمه بخاطر جدایی نادر از سیمین.
    گره گشایی: سمیه برای گرفتن دیه حاضر نیست دوروغ بگوید و پول را قبول کند.

  15. ۱_ شخصیت اصلی: نادر.
    حادثه محرک: تصمیم سیمین برای مهاجرت.
    هدف: زندگی بهتر وتحصیل فرزند.
    مانع: پدر مریض نادر.
    بحران: عصبانیت نادر وهل دادن پرستار.
    نقطه اوج: قاتل شمردن نادر.
    گره گشایی: فسم نخوردن پرستار ومقصر نبودن نادر در سقط پرستار.
    ۲_ شخصیت اصلی: محمد
    حادثه محرک: تغییر باورهای محمد.
    هدف: دعوت مخالفان به گفتگو.
    مانع: جامعه بسته وانحصار فهم.
    بحران: برخوردهای ناخوشایند با محمد.
    نقطه اوج: تشویق مخالفان محمد به بد نام کردن شخصیت او.
    گره گشایی: استقبال جامعه از سخنان محمد.

  16. ماه سوم، تمرین دوم- داستان خودم

    شخصیت اصلی: سمیه
    حادثۀ محرک: قتل توسط برادر سمیه
    هدف: وفق دادن سمیه به خانواده جدید (خانواده مقتول)
    مانع: خون‌بس بودن سمیه و خواهر قاتل بودن
    بحران: بد رفتاری خانواده شوهر با سمیه
    نقطۀ اوج: تولد دختر سمیه
    گره‌گشایی: قتل سمیه

  17. تمرین دوم، درس سوم – فیلم جدایی نادر از سیمین:
    شخصیت اصلی: نادر و سیمین
    حادثۀ محرک: مهاجرت و طلاق و لج زن و شوهر
    هدف: برگرداندن آرامش خانه و فرزند شان
    مانع: پدر نادر، عدم توافق نادر به مهاجرت و پافشاری سیمین به مهاجرت
    بحران: سرقت پول، حادثه بر پدر نادر و ترک خانه توسط سیمین و ترک وظیفه توسط پرستار در جریان کار و درگیری و سقط جنین
    نقطۀ اوج: ورود همسر پرستار در حادثه، پافشاری نادر به بی‌گناهی و شک پرستار بر مرگ جنین توسط نادر
    گره‌گشایی: دانستن این که نادر قاتل نیست، طالبان توافقی نادر و سیمین و تصمیم دخترشان.

  18. 1. قسمت اول
    شخصیت اصلی .
    نادر و سیمین
    حادثه محرک
    طلاق _ مهاجرت _ لج کردن سیمین _ سقط جنین
    هدف
    سامان دادن به زندگی _ رفع بحران وضعیت های پیش آمده _ ایجاد آرامش
    مانع
    پدر نادر _ دختر نادر
    بحران
    درگیری نادر با خانم پرستار_ سقط بچه پرستار _ قرار بازداشت نادر _ طلاق نادر از سیمین _ دروغ گویی نادر برای رهایی از اتهام
    نقطه اوج
    ورود شهاب حسینی همسر خانم پرستار
    کشمکش بین شخصیت ها
    گره گشایی
    مشخص شدن وضعیت سقط پرستار
    طلاق توافقی نادر و سیمین
    تصمیم دختر نادر

    قسمت دوم داستان خودم
    شخصیت اصلی
    امیر و سیما
    حادثه محرک
    عدم رضایت خانواده امیر
    ازدواج سیما
    هدف
    ازدواج و ایجاد رابطه
    تلاش برای جلب رضایت خانواده ها
    مانع
    پدر امیر و خواستگار سمج سیما
    بحران
    تلاش مادر امیر برای زن پیدا کردن امیر و هر بار بهانه تراشی
    افسرده شدن امیر و سختی های سیما
    نقطه اوج
    طلاق گرفتن سیما و بر عهده گرفتن پسرش
    و قبول امیر برای همراهی سیما با فرزندش در زندگی امیر
    ایجاد آرامش و تضمین زندگی خوب توسط امیر
    گره گشایی
    مشخص شدن اعتیاد شوهر قبلی سیما
    رضایت پدر امیر برای ازدواج و سیما

  19. ایدهٔ خودم:
    شخصیت اصلی: علی (مردی حدوداً چهل و چهار ساله، به شدت منزوی و کم‌حرف، عصبی و دمدمی مزاج)
    حادثهٔ محرک: از دست دادن همسرش که تنها پل ارتباطی‌اش با خارج از خانه بود
    هدف: فرار از حس ناتوانی و افسردگی؛ یافتن جایگاه خود به عنوان انسان در این جهان
    مانع: فوبیایی که از مواجهه با مردم دارد؛ ترس شدیدش از برخورد و نگاه و دید مردم؛ ترس از عاجز ماندن در ارتباط درست برقرار کردن با مردم
    بحران: ورود به فضایی ناآشنا؛ دیدن مردمی که چهره‌ای ناپیدا در نظرش دارند؛ مورد تمسخر و آزار لفظی و جسمی قرار گرفتن
    نقطهٔ اوج: گم‌کردن راه خانه و بی‌سرپناه و بی‌پول ماندن؛ فشار گرسنگی و سرما و وحشتی که لحظه به لحظه بیشتر می‌شود
    گره‌گشایی: یافتن مردمی متفاوت با اشخاصی که برایش هراسناکند؛ آشنایی و سپس دوستی با انسان‌های خوب و فهمیده‌ای که دیدش را به جهان تغییر می‌دهند؛ تبدیل شدن از شخصی ضعیف و ترسو و بدبین و بداخلاق به انسانی قوی و بااراده و خوشبین و خوش‌رفتار.

  20. تمرین درس دوم ازماه سوم
    ۱_شخصیت، اصلی نادر
    ۲-حادثه محرک،درگیری پرستار و نادر
    ۳- هدف،ایجاد آرامش در خانه وکنترل شرایط توسط نادر
    ۴-مانع،دیدگاه خاص نادروعقیده او به اینکه خودش همیشه حق با خودش است وتشخیص هر اشتباه راوالبته رفع حادثه درگیری بین او وپرستار
    ۵-بحران ،درگیری نادر با دخترش وهمسرش واثبات بیگناهی او
    ۶-نقطه اوج،درگیری پدر بچه با نادر ،دلخوری ترمه از پدرش ،ناتوانی نادر در نگهداری از پدرش
    ۷-گره گشایی،همانطور که نادر به عقاید خود پابند است مجبور به جداییاز سیمین شد وشهاب حسینی هم براساس عقاید خود را مجبور کرد که به همسرش حق بدهد وحرف او را قبول کند وطلاق توافقی از همسرش ودر این میان ترمه هم از حق قانونی خود استفاده کرد

  21. تمرین درس دوم از ماه سوم
    ۱: شخصیت اصلی: شخصیت اول نادر و دوم خدمتکار و پرستار
    ۲: حادثهٔ محرک: دادخواست جدایی سیمین از نادر
    ۳: هدف: سر و سامان دادن به اوضاع به هم ریختهٔ زندگی
    ۴: مانع: اصرار دروغین سیمین برای جدایی- کشمکش و حادثهٔ پس از آن میان نادر و پرستار
    ۵: بحران: سقط جنین پرستار و شکایت از نادر با عنوان مقصر اصلی- دروغ‌گویی شخصیت‌ها در دادگاه
    ۶- نقطهٔ اوج: کشمکش شخصیت‌ها برای اثبات حقانیت خود
    ۷: گره‌گشایی: کوتاه آمدن شخصیت‌ها از مواضع لجوجانهٔ خود- حل مشکل با روشن شدن تقریبی ماجرا- جدایی نادر از سیمین و پایان یافتن تمام جنگ و جدال‌ها

  22. شخصیت اصلی: نادر( خودبین، خودمحور و از خودراضی،)
    محرک:اقامت خارج از سفر و جدایی موقت زن
    هدف: حفظ خواست خود( نادر)
    بحران:( اختلاف، ترک زن، گیر افتادن میان دیدن خودش یا دیدن فرزندش، یا همسرش، یا خانواده ی پرستارش،)
    بحران:قتل، ضربه های روحی به دختر نادر، آزار و اذیت شوهر مرد، آزار دختر مرد،دوری سیمین، عدم توانایی همدلی با دیگران، ترس نادر از حبس از حفظ پدر، از حفظ دخترش و پناه بردن ب دروغ و فریب، منفعت طلبی نادر، ترس از مواجه شدن با واقعیت همانطور که هست، ترس نادر از مقصر شمرده شدن)
    اوج: نادر نتوانست از محور خودش خارج شود نتوانست از بخواهد برگردد، نتوانست دروغ نگوید، نتوانست به خانواده پرستار رحم کند و حقوق دیگران را زیرپا می‌گذاشت و ظلم هایی صورت میگرفت
    گره گشایی: مربوط به خدامحوری زن پرستار و اینکه اسیر منافعش نمیشود. اما برای نادر گره گشایی نبود.
    ……
    شخصیت؛ زنی روانشناس که آرمان هایی دارد و میخواهد به دیگران کمک کند
    هدف: کمک ب دوستی که میخواهد خودکشی کند
    بحران: صفاتی درونی به جهت محرک های بیرونی که در حین رانندگی برای زن ایجاد میشود که حرکتش را کند و گاهی خراب و مختل می‌سازند
    اوج: زن جوان در یک رانندگی تمام خسران هایی را ک ممکن است ک این محرک ها برایش ایجاد کند را میبیند و ناتوانی خودش را هم پی میبرد.
    گره گشایی: به شاه کلید حضور در لحظه دست میابد.

  23. گلناز شمیرانی

    ۱.شخصیت اصلی: نادر
    ۲.حادثه محرک: اتفاقات و ماجراهای پیش آمده با مراقب پدر
    ۳.هدف: حفظ خانواده
    ۴.مانع: پافشاری سیمین برای خروج از کشور
    ۵.بحران: زن مراقب و شوهرش و جریان‌های مربوط به آن‌ها
    ۶.نقطه اوج: پذیرش پرداخت دیه، پدر اشتباهش را می‌پذیرد و به دخترش حقیقت را می‌گوید
    ۷.گره گشایی: قسم نخوردن زن و شک کردنش

    ۱.شخصیت اصلی:دختر خانواده
    ۲.حادثه محرک:خاطرات گذشته
    ۳.هدف:متقاعد کردن دختر برای پذیرش ناپدری
    ۴.مانع:مقاومت دختر
    ۵.بحران:رفتار غیرعادی دختر
    ۶.نقطه اوج: کمک ناپدری به دختر
    ۷.گره‌گشایی:رفتن ناپدری

  24. تمرین دوم
    قسمت اول
    شخصیت اصلی:نادر
    حادثه محرک: در خواست طلاق سیمین
    هدف: نگه داری از پدر و اثبات بی گناهیش
    مانع: نا توانی پدر
    بحران : سقط جنین پرستار و شکایت از نادر
    نقطه اوج : دروغ گفتن نادر و این که دختر چه فکری در مورد او می کند
    گره گشایی : معلوم می شود که نادر باعث سقط جنین نشده
    قسمت دوم
    شخصیت اصلی: رعنا
    حادثه محرک : درست کردن کاردرستی و دوختن لباسش
    هدف : خیاطی
    مانع : رقیب و حسادت اطرافیان
    بحران : تصمیم گیری رعنا در مورد اینکه به علاقه اش فکر کند یا به این دیگران در مورد او چه خواهند گفت.
    نقطه اوج : انتخاب نهایی رعنا برای آینده اش و مشکلاتی که اطرافیان برایش ایجاد می کنند
    گره گشایی: قبول کردن و در واقع تسلیم شدن حسودان در برابر تلاش های رعنا که رفتن به سوی هدفش بود

  25. ۱. شخصیت اصلی: ناصر و ترمه
    – میخواهد یک تنه مشکلات را حل کند.
    – فقط عقاید خودش مهم است.
    – ترمه میخواهد به عادی شدن شرایط کمک کند.
    – ترمه میخواد بداند دروغ گویی بد است
    ۲. حادثه محرک:
    – تصمیم زن به مهاجرت
    – سقط جنین
    – ناتوان تر شدن پدر پیر
    ۳. هدف:
    – نگهداری از پدر پیرش به هر قیمتی
    – کشف حقیقت در مقصر بودن و یا نبودن در سقط جنین
    – دروغ گفته شده یا نه
    ۴. مانع:
    – یک دندگی زن در مهاجرت
    – حفظ زندگی دختر و پدرش
    – دروغ گویی به دخترش
    ۵. بحران:
    – قبول کردن دادن پول و خاتمه پیدا کردن ماجرا
    – ترمه مجبور میشود خودش نیز در دادگاه دروغ بگوید
    ۶. نقطه اوج:
    – رفتن به خانه سمیه برای دادن دیه
    – درخواست از زن برای قسم خوردن قبل از گرفتن پول
    ۷. گره گشایی:
    – زن حاضر نمیشود دروغ بگوید و قسم بخورد
    – تصمیم ترمه در دادگاه بدون حضور پدر و مادرش

  26. شخصیت اصلی: نادر
    حادثۀ محرک: درخواست جدایی سیمین از نادر
    هدف: حفظ تعادل زندگی میان رابطه زن و شوهر، پسر و پدر، پدر و دختر
    مانع: بیماری پدر
    بحران: گم شدن پدر
    نقطۀ اوج: کشمکش‌های شخصیت‌های داستان با هم. سیمین و نادر، افسردگی دختر خانواده، پرستار و شوهرش
    گره‌گشایی: جدایی نادر از سیمین

    داستان خودم:

    شخصیت اصلی: ترانه
    حادثۀ محرک: بازگشت عشق سابق ترانه و جدایی از عشق فعلیش
    هدف: انتخاب درست جایی میان ماندن و رفتن
    مانع: شک و دودلی خود از خود
    بحران: کشمکش‌های درونی، غرورهای بی‌جای شخصیت‌ها
    نقطۀ اوج: پی بردن ترانه به بازیچه قرار گرفتن دوباره از سمت عشق سابقش
    گره‌گشایی: انتخاب نکردن و تنها ماندن

  27. درس دوم ماه سوم :
    شخصيت اصلي : نادر
    حادثه محرك : رفتن سيمين به خارج از كشور و برگشتن دوباره و تلاش براي بردن دخترش
    هدف : تلاش سيمين براي متقاعد كردن همسر و مهاجرت خانوادگي
    مانع : پدر نادر كه آلزايمر دارن و نياز به پرستار دارند
    بحران : وقتي شروع شد كه سيمين دخترش را همراه خودش به خانه ي مادرش برد و نادر براي پدرش پرستار استخدام كرد و اين پرستار حامله بود و ….
    نقطه اوج : درگيري نادر با پرستار ، و سقط جنيني كه در اثر تصادف اتفاق افتاده بود و پرستار با همدستي شوهرش آن را گردن نادر انداخت به خاطر اينكه او را هول دا ده بود
    گره گشايي : ثابت شدن بيگناهي نادر ، و باز ماندن پايان فيلم و تصميمي كه بايد دخترشان مي گرفت براي ماندن يا رفتن

    داستان من :
    شخصيت اصلي : بهروز
    حادثه محرك : آمدن بهناز از آلمان به ايران
    هدف : سوپرايز كردن پدر مادر
    مانع: بي خبري پدر و مادر از آمدن بهناز ،و تنها بهروز از اين قضيه خبر دارد
    بحران : سقوط هراپيما
    نقطه اوج : رسيدن به سالن فرودگاه با كمك دوست صميمي اش علي
    گره گشايي : سقوط هواپيما با شماره پرواز ديگري ، و زنده بودن بهناز

  28. فیلم جدایی نادر از سیمین
    شخصیت اصلی: نادر
    حادثۀ محرک: تصمیم سیمین برای رفتن به خارج و به همراه بردن دخترش
    هدف: برگرداندن زندگی به تعادل با گرفتن پرستار برای پدر و معلم برای دخترش
    مانع: سخت و دشواربودن شرایط برای پیدا کردن یک پرستار مناسب؛ آلزایمر پیدا کردن و از دست دادن کنترل ادرار پدر؛
    بحران: متهم شدن نادر به سقط بچه پرستار، تلاش برای پیدا کردن ادله کافی، رفتار شوهر پرستار و به مدرسه دخترش رفتن و داد و بیداد کردن
    نقطۀ اوج: پول دادن به پرستار برای گذشتن از شکایتش که همراه با درخواست قسم خوردن از سوی نادر میشه و دغدغه ای که نادر برای اینکه دخترش از او چه می آموزه داره
    گره‌گشایی: قسم نخوردن نادر و دلشادی در مقابل دخترش و بی گناه بودن او

    داستان بلند من : زاده ی حوا
    شخصیت اصلی: آیدا
    حادثۀ محرک: مطلع شدن نجوا از اینکه ناخواسته به دنیا آمده و علت ازدواج پدر با مادرش حضور اتفاقی او بوده
    هدف: پیدا کردن معنایی برای زندگی ، پایان دادن به تشویش های فکری
    مانع: بی پولی، کم سنی
    بحران: تنهای در خیابان های شهر، تصادف و فوت مادر نجوا( کودک کاری که با او آشنا شده بوده)،
    نقطۀ اوج: آنجا که تصمیم می گیره با نجوا به مرکز شبه خانواده بره و مشخص شدن اینکه آیدا خانواده داره
    گره‌گشایی: به فرزندخواندگی قبول کردن کردن نجوا از سوی خانواده آیدا

  29. 1- فیلم جدایی نادر از سیمین
    شخصیت اصلی : نادر
    حادثه محرک: سیمین او را به دادگاه می کشاند برای اینکه میخ واهد دخترش را به خارج از کشورببرد
    هدف: سرپا نگه داشتن زندگی به تنهایی و نگهداری از پدر پیر و تربیت دختر نوجوان
    مانع: مشکلاتش با پرستار
    بحران: شکایت پرستار از نادر
    نقطه اوج: زمانی که نادر واهمه ی این دارد که دخترش از او چه می آموزد. پرداخت دیه به شرط قسم خوردن پرستار به گناه نادر
    گره گشایی : پرستار قسم نمی خورد و نادر بیگناه شناخته می شود.

    2- داستان
    شخصیت اصلی : مهرانه زنی جوان که همسرش را از دست داده و مسوولیت بزرگ کردن تنها پسرش به دوش اوست
    حادثه محرک: شیوع یک بیماری همه گیر
    هدف: سرپا نگه داشتن زندگی و کارش برای امرا معاش و کمک نخواستن از بقیه
    مانع: شغلش را از دست می دهد
    بحران : مهرانه بیمار می شود
    نقطه اوج: کشمکش های درونی مهرانه با باورهایش
    گره گشایی: بهبود حال مهرانه و پیشنهاد کاری تازه و تغییر نگاه او به زندگی

  30. 1- شخصیت اصلی: نادر
    2-حادثه محرک :دادخواست سیمین به دادگاه برای تهدید نادر که همراه اوبه مهاجات تن بدهد.
    3-هدف :ایجاد موقعیت مناسب برای نگهداری از پدرش و برگرداندن سیمین به زندگی وآرامش به زندگی.
    4- مانع: ترک منزل توسط پرستار در زمان انجام کار ودرگیری با نادر وشکایت پرستار وهمسرش وادعای اینکه براثر هل دادن بچه اش سقط شده است.
    5-بحران: نادر که خود را مقصر نمی داند از پرستا ربه دلیل ترک محل هنگام انجام کار شکایت می کند .مراجعه همسر پرستار به مدرسه وایجاد مزاحمت برای معلمی که شهادت داده است.و تلاشی که سیمین برای رضایت گرفتن انجام می دهد.
    6-نقطه اوج:کشمکش های سیمین ونادر وهمینطور همسر پرستار برای گرفتن دیه _نادر حاضر نیست برای گرفتن رضایت هیچ پولی به آنها بدهد چون معتقد است با انجام این کار ما اتهام را پذیرفته ایم با این حال برای اینکه به دخترش ثابت کند آرامش اوبرایش بیشتر مهم است قبول می کند وجهی را بپردازد بشرط اینکه پرستار در مقابل همه وبخصوص دخترش درحضور قرآن قسم بخورد.
    7-گره گشایی:بعد از اینکه بیگناهی نادر مشخص می شود ونادر از اینکه سیمین در جریان قرار داشته
    راهکار را این دفعه جدایی واقعی می دانند وداستان با پایان باز تمام می شود در حالی که دخترشان مشغول تصمیم گیری برای انتخاب والد سرپرست است واین مساله بینده را دلگرم به این می کند که
    شاید به کمک قاضی آنها به هم رجوع کنند.

  31. شخصیت اصلی: نادر

    حادثۀ محرک: جدایی سیمین برای رفتن به خارج از کشور

    هدف: آرام کردن اوضاع زندگی و مانع شود که خانمش از تصمیم جدایی صرف نظر کند. نگه‌داری از پدر سالخورده و مریض‌اش و تربیت دخترش ترمه

    مانع: درخواست طلاق سیمین. اتفاق سقط جنین پرستار. درک نکردن شرایط همدیگر ( نادر و سیمین )

    بحران: درخواست طلاق – سقط جنین – مریضی پدر و نداشتن مراقب برای آن بدلیل اینکه سرکار می‌رود و خانمش نیست.

    نقطۀ اوج: بخاطر سقط جنین و پرداخت دیه. شک کردن پرستار به قسم خودش در دادگاه

    گره‌گشایی: زمانی که خانم پرستار نمی‌توانست قسم بخورد و شک کرد. نادر بیگناهی‌اش ثابت شد و مسله طلاق همچنان باقی می‌ماند با پایانی باز.
    *****

    شخصیت اصلی: مهران

    حادثه محرک: بیکاری و اخراج شدن از محل‌ کارش.

    هدف: پولدار شدن و اینکه به هدف نویسندگی برسد

    مانع: مشکلات مالی که مدت‌هاست درگیر آن است که با اخراج شدن از محل کار بیشتر شدت گرفت.

    بحران: بی‌پولی شدید و بدهکاری به صاحبخانه و کسبه محل

    نقطۀ اوج: زمانی که تصمیم می‌گیرد کتابهایش را بفروشد تا وسایل مایحتاج زندگی و نویسندگی ( دفتر و قلم ) را فراهم کند تا که با خیال راحت بنویسد.

    گره‌گشایی:
    زمانی که بعد از نوشتن اولین کتابش به شدت مورد توجه قرار می‌گیرد و در یک آن از تمام مشکلات مالی رها می‌شود و به هدفش نویسندگی می‌رسد.

  32. شخصيت اصلي: نادر
    حادثه ي محرك : درخواست طلاق و رفتن سيمين از خانه
    هدف: نادر سعي داشت تمام بار مسئوليت ،اعم از مسئوليت پدر سالخورده ،دختر نوجوانش و كارهاي روزمره منزل را به تنهايي به دوش بكشد و البته بعد از رفتن سيمين مجبور به اين كار شد.
    مانع: به عقيده ي من درك نكردن طرفين ،مانع ادامه ي اين زندگي شد،سيمين نادر را به خاطر مراقبت از پدرش نمي توانست درك كند و نادر هم سيمين را به خاطر تصميمي كه در آن برهه از زندگي براي رفتن به خارج از كشور گرفته بود را
    نمي توانست درك كند .
    بحران : در ابتدا با درخواست طلاق اين بحران شروع شد و با سقط جنين آن خانم پرستار اين بحران مضاعف شد .
    نقطه ي اوج : به نظر من ،داستان زماني كه نادر قانع نمي شد پول ديه را بدهد به يك كشمكش رسيده بود و بعد از اينكه خانم پرستار اعتراف به بي گناهي نادر كرد داستان به
    نقطه ي اوج خود رسيد .
    گره گشايي: و باز هم از نظر من با ترفندي كه نادر در آخر داستان به كار گرفته بود و از خانم پرستار درخواست قسم كرده بود ،همان جا گره ي مشكل باز شد چون آن زن به خاطر اعتقادش تن به اين كار نداد و نادر هم در مقابل چشمان دخترش تبرئه شد.

  33. تمرین دوم
    بخش۱
    شخصیت اصلی: نادر
    حادثۀ محرک: درخواست طلاق سیمین از نادر به خاطر مخالفت نادر برای رفتن از ایران
    هدف: تلاش نادر برای سروسامان دادن به زندگی‌اش در نبود سیمین و تربیت صحیح دخترش
    مانع: مریضی پدر و نگهداری از او و غرور نادر و سیمین، سقط جنین پرستار، درگیری با پرستار و شوهرش
    بحران: تصمیم‌گیری دربارۀ این که پول دیه را بدهد یا نه و اثبات بی‌گناهی‌اش
    نقطۀ اوج: رضاین نادر برای پرداخت دیه به شرط اینکه پرستار قسم بخورد که نادر مقصر است، شک پرستار و قسم نخوردن
    گره‌گشایی: اعتراف پرستار و اثبات بی‌گناهی نادر، جدایی نادر و سیمین

  34. قسمت ۲.
    شخصیت اصلی : رضا است که آدمی اخلاقی ست.
    حادثه محرک : به خواستگاری میرود و به او جواب منفی می دهند.
    هدف : تلاشش این است که جواب مثبت بگیرد.
    مانع : سن کم و کار آب و نان داری نداشتن.
    بحران : اختلاف خانوادگی هم به آن اضافه می شود.
    نقطه اوج : دختر به عقد کس دیگری در می آید.
    گره گشایی : با ایمان و توکل بر خدا با این شکست کنار می آید و زندگی ادامه دارد.

  35. شخصیت اصلی نادر ۲ حادثه محرک سمین که می خواست به خارج از کشور برود هدف نگه داشتن و مراقبت از پدر سال خورده. اش و داشتن دخترش مانع جدای شدن از سیمین که زنش بود بحران به خطر افتادن جان پدرش توسط پرستار و سقت شدن جنین نقطه اوج دادگاه نادر و ماجرا سه سال زندان رفتن او گره گشایی بچه تصمیم می گیرد پیش پدر و مادرش باشد و بی گناهی نادر ثابت می شود

  36. عناصر داستان فیلم
    شخصیت اصلی: نادر
    حادثه‌ی محرک: تصمیم سیمین برای جدایی و رفتن به خارج
    هدف: ایجاد تعادل در زندگی از طرف نادر بعد از رفتنم سیمین. نگه‌داری از پدر و رسیدگی به دخترش و وظایف شغلی‌اش
    موانع: عدم توانایی برای ایجاد تعادل بین وظایف و مسئولیت‌ها. استخدام یک خانم برای کارهای منزل و نگه‌داری از پدر. گم شسدن پول و دعوا با زن خدمتکار. سقط شدن جنین زن. سمج بودن و مزاحمت‌های شوهر زن.
    بحران: تصمیم‌گیری بر سر اینکه پول توافقی دیه را بدهد یا نه؟
    نقطه‌ی اوج: وقتی‌که زن حاضر نمی‌شود به خاط شکی که دارد قسم بخورد. و پول را قبول نمی‌کند.
    گره‌گشایی: نادر تبرئه می‌شود اما مسئله‌ی طلاق کاملاً حالت جدی به خود می‌گیرد.

  37. فریبا طاهرخانی
    تمرین دوم قسمت اول ماه سوم
    شخصیت اصلی:نادر
    حادثه محرک:مسئله طلاق
    هدف :نگه داشتن وحس مسئولیت پذیری درمورد پدر
    مانع :به خاطر بیماری پدربرای گرفتن پرستار
    بحران:پرستارجدیدوسقط جنین
    نقطه اوج :ایمان قوی پرستاردربرابرگرفتن پول حرام
    گره گشایی :رفع اتهام ازنادر
    قسمت دوم :
    شخصیت اصلی :آرام
    هدف:رسیدن به رشته دلخواه پزشکی
    مانع:تصمیم غیرعاقلانه پدربرای ازدواج
    بحران:تصمیم گرفتن درموردزندگی فرزند بدون رضایت او
    نقطه اوج:بعدازسالها سختی رسیدن به هدف
    گره گشایی:دیدن عشق قلبی اش و…

  38. ماه سوم: تمرین دوم: قسمت اول: طرح (پیرنگ)
    فیلم جدایی نادر از سیمین: 7 عنصر سازنده طرح داستان:
    1_ شخصیت اصلی: نادر بود.
    2_ حادثه محرک: تصمیم زنش (سیمین) برای در هر حال رفتن و مهاجرت به خارج بود که وقتی نادر مخالفت کرد مجبور شد مسئله طلاق را پیش کشید.
    3_ هدف: نادر سعی داشت ستون خانواده و مسئولیت پدرش را برای بهم نخوردن سیستم خانواده را بخوبی ایفا کند. و نیز تربیت و رضایت دخترش ترمه نیز برایش مهم بود.
    4_ مانع: گاها نبودن اعتماد به پرستاری برای پدرش
    وجود پدر بیمار و ناتوانش که نگهداری او را به عهده داشت و شوهر زن پرستار که بسیار عصیبی و مقروض بود.
    5_ بحران: سقط جنین زن و خواسته نادر از زن که قسم بخورد که او زن را هول داده و سقط کرده که بیشتر هدفش این بود که خودش را از شک های ترمه تبرئه کند.
    6_ نقطه اوج: زن پرستار قسم نمی خورد و می گوید که ممکنه سقط او بخاطر ماشینی بوده که به او زده است و گرفتن پول را حرام می داند.
    7_ گره گشایی: رفع تهمت از نادر و اعتماد دوباره دخترش و تصمیم جدی برای طلاق
    ماه سوم: تمرین دوم: قسمت دوم: ایده خودم در قالب فهرست عناصر هفت گانه ساختاری طرح:
    1_ شخصیت اصلی: عرفانه
    2_ حادثه محرک: حمله تانکهای نفر بر عراقی به اهواز. ترک شهر به شهرستان زادگاه پدرش توسط خانواده. آشنایی و ازدواج با تندر پسر فامیل دورشان
    3_ هدف: هدف عرفانه بعد از واقف شدن به ازدواج نا موفقش طلاق گرفتن با کمترین آسیب روحی و جسمی و گرفتن سرپرستی فرزندانش
    4_ مانع: نبود کمی و کیفی قانون مناسب حمایت از زنان. عدم رضایت تندر به طلاق دادن و سپردن سرپرستی فرزندان به عرفانه
    5_ بحران: گذشتن عرفانه از حق و حقوق قانونی اش در ازای سرپرستی فرزندان. عدم پذیرش این خواسته از سوی تندر. و نهایتا تن دادن عرفانه به خواسته تندر به شرط رضایت دادن طلاق فقط یکی از فرزندان را باید انتخاب کند برای نگهداری
    6_ نقطه اوج: تصادف کردن آنها در حول و حوش انتخاب یک فرزند و فوت یکی از فرزندان
    7_ گره گشایی: اجرایی شدن طلاق با وجود….

  39. تمرین دوم
    شخصیت اصلی نادر
    حادثه محرک اصرارسیمین به مهاجرت
    هدف ماندن در ایران
    مانع تقاضای جدایی سیمین
    بحران سقط جنین پرستار ودرگیری نادر با پرستاروهمسرش
    نقطه اوج رفع مشکل قانونی نادر
    گره گشایی اعتراف پرستار

  40. ماه سوم
    تمرین ۲
    بخش اول
    شخصیت اصلی : نادر
    حادثه محرک : مهاجرت
    هدف : نگهداری از پدر بیمار
    مانع : ترک منزل توسط سیمین و درخواست طلاق
    بحران : درگیری قانونی با خانواده پرستار
    نقطه اوج : قبول پرداخت دیه به خانواده پرستار
    گره‌گشایی : اعتراف پرستارورفع اتهام از نادر
    بخش دوم
    شخصیت اصلی : آقای رحمتی
    حادثه محرک : آتش زدن سینما به دلیل مشکلات مالی
    هدف : گرفتن پول از بیمه و شروع تجارت جدید
    مانع : فرار همسر و دزدیدن پول
    بحران : آوارگی آقای رحمتی و تحمل تنهایی و بی پولی
    نقطه اوج : پیدا شدن دختر آقای رحمتی و تلاش برای نجات او از اعتیاد
    گره گشایی : سر و سامان دادن به زندگی خانوادگی

  41. اصلاحيه تمرين اول ماه سوم
    دندانپزشكى كه در دوران طرح خود با ديدن دندان هاى بسيار خراب بچه ها، متوجه فقر شديد آموزش بهداشت شده و وقتى تصميم ميگيرد براى نوشتن داستان آموزشى از خاطرات دندان مرموز يكى از بيماران كمك بگيرد، آن دندان شروط عجيبى را براى همكارى با دندانپزشك تعيين ميكند كه بر سر بعضى از اين شروط به مشكلاتى برميخورند كه پروسه ى نوشتن داستان تا مرز انحلال پيش ميرود اما در آخر مجبور ميشوند براى شكست دادن ميكروب ها با هم كنار بيايند و بالاخره داستان نوشته ميشود.

  42. تمرین 2 از فصل 3
    شخصیت اصلی: دختری به نام منصوره
    حادثۀ محرک: فرار کردن مادر و برادرانش از دست پدر خانواده
    هدف: رهایی از مشکلات اخلاقی پدر خانواده
    مانع: نداشتن پشتوانه و حمایت خانواده و تنهایی
    بحران: ازدواج اجباری برای رهایی از مشکلاتی که پدرش برایش بوجود آورده است
    نقطۀ اوج: باخبر شدن از اتفاقات و مشکلاتی که قرار بود مجددا تکرار شوند
    گره‌گشایی: اقداماتی که بتواند جلوی بوجود آمدن آن اتفاقات و مشکلات را بگیرد

  43. شخصیت اصلی: کلّه گنده
    حادثه محرک: ایجاد مدرسه‌ی مخفی برای اعمال خرابکارانه و تلافی‌جویانه
    هدف: کمک و آموزش به افراد متقاضی برای انتقام از اطرافیان
    مانع: لجبازی‌های گاه و بیگاه کلّه‌گنده و وجدان‌دردهایش
    بحران: ناسازگاری و کشمکش با اعضای تیم و به چالش کشیدن تندروی‌های آنها
    نقطه اوج: همسوسازی برخی متقاضیان در مخالفت با اهداف تیم مدرسه و غلبه بر دوستانش طی کشمکش‌های بیرونی و درونی
    گره‌گشایی: از هم پاشیده‌شدن مدرسه‌ی زیرزمینی و تحول اعضای تیم

  44. ۱-شخصیت اصلی: نادر
    حادثه محرک: رفتن سیمین از خانه
    هدف: نگهداری نادر از پدرش به وسیله ی استخدام پرستار و برگرداندن سیمین
    مانع: ترک منزل توسط پرستار، بد شدن حال پدر نادر، درگیری بین نادر و پرستار، صدمه دیدن پرستار
    بحران: اعتراف دروغ در دادگاه و اختلاف برای پرداخت دیه توافقی
    نقطه اوج: اعتراف پرستار به تصادف قبل از درگیری نزد سیمین، درخواست اعتراف نادر از پرستار در جمع
    گره گشایی: اثبات بی گناهی نادر و اقدام برای جدایی نادر و سیمین
    ۲- ایده داستانم هنوز مورد تایید نهایی قرار نگرفته ولی از همون ایده برای حل تمرین استفاده کردم.
    شخصیت اصلی: زن
    حادثه محرک: محل کار دور همسرش
    هدف: ترغیب همسرش برای بازگشت، برپایی نمایشگاه مانع: عدم تمایل پسرش برای عکاسی، فاصله زیاد بین زمان جراحات وارده
    بحران: ثبت نام پسرش در کلاس رزمی، اجیر کردن شخصی برای مورد ضرب و شتم قرار دادن پسرش
    نقطه اوج: برگشت همسرش به منزل، اعتراف زن به افکارش
    گره گشایی: مراجعه زن روانپزشک

  45. تمرین ۲ ماه سوم (م.چ)
    قسمت الف
    شخصیت اصلی:نادر
    حادثۀ محرک:وضعیت جامعه نابسان و نارضایتی از کشور و مهاجرت به کشورهای دیگر در فرصت تعیین شده
    هدف:جدایی نادر از سیمین
    مانع:بیماری پدر نادر ، وجود فرزند ، احساس مسئولیت و وفاداری نادر به پدرش
    بحران:سیمین با توجه به اینکه داد خواستش مورد قبول دادگاه واقع نشد از خانه قهر کرد و نادر نیز جبران نبود سیمین ،پرستاری را استخدام کرد ،از انجا که پرستار دارای مشکلات عدیده ای بود از جمله بارداری و ضعف بدنی ،داشتن فرزند کوچک ،بیکار بودن همسرش و داشتن باورهای مذهبی نتوانست از پدر نادر پرستاری کند و باعث روشن شدن شعله نارضایتی در نادر شد ،
    نقطۀ اوج:بحران وقتی اوج گرفت که نادر زودتر از موعد مقرر به خانه میآید و با صحنه بیهوش شدن پدرش و افتادن آن بر کف زمین مواجه میشود و پرستار نیز در منزل بر خلاف تعهدش حضور نداشت . همینطور متوجه گم شدن مقداری پول از خانه میشود که بعد از آمدن پرستا با او حرفش به بگو مگو میکشد و نادر او را از خانه بیرون میکند. ولی پرستار از انجاییکه بر اثر خشم ناشی از شنیدن سرقت پول و زدن تهمت دزدی عصبانی شده بود و برای بیرون رفتن مقاومت میکرد تا اینکه نادر او را هل داد و متهم به سقط بچه شد.
    گره‌گشایی:اینکه مشخص میشود راضیه تصادف کرده و اصلن نادر در سقط بچه مقصر نبوده
    جالب بود که فیلمی بود نشان میداد آدمها بنا بر مصلحت یا از روی ترس و یا منفعت دروغ میگفتند و هر کدام با دلیل برهان خودش انرا توجیه میکرد
    تمرین 2 :
    شخصیت اصلی: مهسا و دختر خاله اش
    حادثه محرک : سفر
    هدف : گردش
    مانع: پاسخگو نبودن مسیولین در قبال گم شدن چمدان
    بحران: گم شدن چمدان
    گره گشایی : پیداشدن چمدان در فرودگاه

  46. بخش اول درس دوم ماه سوم:
    فیلم جدایی نادر از سیمین را دیدم. با بی تعلقی زن به زندگی شروع شد بخاطر غرور مرد در ابراز علاقه مطابق چیزی که زن در دلش می خواست. تا حدی که تصمیم به مهاجرت به کانادا می گیرد حتی اگر شوهرش با او نرود یا شاید فیلم بازی می کرد تا مرد غرورش را زیر پا بگذارد و عشقی اگر بینشان هست را فریاد بکشد و التماس کند که بمان و نرو. اما نه زن کوتاه آمد نه مرد
    مرد که از پدری آلزایمری نگهداری می کند، حسابی زندگی و درگیری های زندگی اش سرسام آور است. اما سعی می کند شکایتی نکند و اگر زنش دوست دارد برود، برود. و او وانمود می کند می تواند از فرزند محصل و پدر بیمارش به تنهایی نگهداری کند
    شخصیت اصلی: نادر بود
    حادثه محرک: در اول فیلم با تصمیم طلاق سیمین آغاز شد و در اواسط فیلم با اتفاقی که برای پرستار پدر افتاد و مجبور به ترک پیرمرد و بستنش به تخت و سقط بچه آن زن شد به اوج خود رسید.
    هدف: اصرار بر حقیقت گویی و حقیقت خواهی درست زمانی که کتمان آن موجب رهایی است و رویارویی با مسائل پیش رو در زندگی حتی اگر پایان خوشی هم در انتظار نباشد.
    مانع: غرور بی جای دو طرف هم سیمین هم نادر، خصوصا نادر
    بحران: بازتاب فقر در جامعه و نقش آن در ویرانی زندگی ها، ناسازگاری متقابل از روی لج و لجبازی
    نقطه ی اوج: اهمیت بیان حقیقت در سخت ترین شرایط در مقابل مامور دادسرا که هم نادر و هم پرستار برای خلاصی از مخمصه سعی در کتمان حقیقت می کردند و همینطور خودداری از دروغ گفتن پرستار وقتی نادر و سیمین برای دادن چک به آن خانواده در قبال قسم خوردن به قران برای ادعای خود به خانه ی پرستار رفته بودند.
    گره گشایی: به نظر من گره گشایی صحنه ی آخر فیلم بود که ترمه برای پاسخ اینکه بعد از طلاق پیش پدر می ماند یا مادر از قاضی خواست تا آن ها را بیرون در منتظر بگذارد تا شاید چند دقیقه بیشتر به زندگی در حال فروپاشی فکر بکنند. ضمن اینکه در طول فیلم بارها ملتمسانه از پدر و مادر می خواست تا آن کاری که باید و لازم هست برای هم انجام دهند و هر بار غرورشان اجازه نمی داد.
    بخش دوم درس دوم ماه سوم:
    شخصیت اصلی: هانیه
    حادثه ی محرک: اتفاق عشق
    هدف: تمایل شدید هانیه برای بدست آوردن عظیم که اخلاق بخصوصی داشت و از به دام افتادن در این عشقی که خودش هم درگیرش شده بود سرباز می زد.
    مانع: ترس عظیم از پذیرفتن مسئولیت عشق پر حرارت هانیه و تمایل او برای کمرنگ کردن رابطه ای که بینشان پدید آمده بود.
    بحران: لجبازی هانیه با عظیم، با ازدواج زود هنگام خود با شخصی برای اینکه عظیم را اذیت کند چون میدانست که او را دوست دارد اما پا پیش نمی گذارد و یکجور تحریک عظیم در ماجرای این عشق برای اینکه به خودش بیاید و جلوی هانیه را بگیرد.
    نقطه ی اوج: شب عقد هانیه و تلفنی که عظیم به هانیه کرد. و مرگ عظیم در سانحه تصادف و خرد شدن هانیه و ادامه ی زندگی با خاطرات حک شده ی آن عشق بر دیوار روح شکسته اش بدون اینکه کسی متوجه این عذاب مداوم شود.
    گره گشایی: قبولی در آزمون استخدامی و مادر شدن او که نوری برای مسیر زندگی اش روشن شد.

  47. تمرین اول خلاصه دو خطی
    یک کارمند اداره پست که از زندگی یکنواختش خسته شده است برنده یک جایزه ی بزرگ می شود که می تواند او را به همه خواسته هایش برساند. برای بردن جایزه باید سه شرط را برقرار کند. شرط سوم مرد را به تباهی می کشاند و او را به کلی تغییر می دهد و جایزه را از دست می دهد.

    تمرین دوم | بخش دوم
    شخصیت اصلی : مرد کارمند ( برای اسم هنوز تصمیم نگرفتم)
    حادثه محرک : تماس تلفنی و اطلاع از برنده شدن در جایزه بزرگ
    هدف : بدست آوردن جایزه بزرگ
    مانع: اجرای سه شرط برای بدست آوردن جایزه
    بحران: یکی از دوستانش متوجه می شود که قهرمان برای جایزه انتخاب شده (نقض شرط دوم)
    اوج : از بین بردن دوستش
    گره گشایی : آیا شخصیت می تواند انتظاری را که زمان پایانش مشخص نیست تاب بیاورد ؟ (شرط سوم این است که هیچ وقت حق ندارد بپرسد جایزه را کی دریافت می کند و فقط باید منتظر باشد).

  48. تمرین دوم بخش اول
    شخصیت اصلی : نادر
    حادثه محرک : هل دادن زن خدمتکار به خاطر سهل انگاری در مراقبت از پدر نادر.
    هدف : به دخترش ثابت کند که بی گناه است(اعاده حیثیت).
    مانع: نادر به قتل متهم می‌شود.
    بحران: انتخاب بین زندان رفتن یا پول دادن و اعتراف غیرمستقیم به گناهکاری | دختر هم متوجه می شود که پدرش در مورد نشنیدن صحبت های زن خدمتکار و معلم دروغ گفته است.
    اوج: نادر از زن خدمتکار می خواهد که دست روی قرآن بگذارد و قسم بخورد که نادر مقصر است
    گره گشایی : اتهام قتل از نادر برداشته می شود و بی گناهی اش به دخترش ثابت

  49. تمرین دوم ماه سوم
    ۱ – عناصر پیرنگ جدایی نادر از سیمین
    ۱. شخصیت اصلی : نادر
    ۲. حادثه ی محرک : رفتن سیمین و تصمیم متارکه
    ۳. هدف: حفظ خانواده و نگهداری از پدر
    ۴. مانع : بیماری پدرش و مشکلات نگهداری از پدر
    ۵. بحران : درگیری با پرستار و پذیرفتن پرداخت دیه
    ۶. نقطه اوج : بی گناهی نادر و سوگند نخوردن پرستار
    ۷. گره گشایی : جدایی سیمین و تصمیم دخترش

    ۲ – ایده ی من
    ۱. شخصیت اصلی : بهار ۲۳ ساله
    ۲. حادثه ی محرک : ابراز علاقه و درخواست رابطه ای دوستانه ازجانب رئیس
    ۳. هدف : حفظ همزمان شغل و شان و حریم
    ۴. مانع : رفتار گستاخانه ی رئیس
    ۵. بحران : تصمیم به رهاکردن شغل و پذیرفتن اخراج
    ۶ . نقطه ی اوج : کشمکش با رئیس
    ۷. گره گشایی : آرامش پس از پذیرفتن اخراج

  50. تمرین ۲ ماه سوم
    شخصیت اصلی : نادر
    حادثه محرک :جدایی سیمین و رفتن ازخانه .نگهداری دخترو پدر و مسوولیت انها به عهده نادر .استخدام پرستار جدید .عدم ممانعت نادر از رفتن سیمین حتی بخاطر زندگی و دخترش .اعتماد زیادبه نگه داشتن ارام زندگی
    مانع:قصد مهاجرت سیمین.هل دادن پرستارو سقط شدن جنین .افتادن پدربزرگ ازتخت و بسته شدن دست و نبود پرستار و نبود پول در کشو .
    بحران:دادگاهی شدن نادر بخاطر سقط جنین پرستارو دعوای همسر پرستاربا نادر.دیه ۴۰ میلیون تومانی و عدم زیر بار نرفتن نادر در پرداخت با تمام اصرار همسر به پرداخت.
    نقطه اوج :بیماربودن همسر پرستارو قرص خوردن .تنهای دخترو خواهش ازپدر برای برگرداندن مادرو بدقولی پدر.دعوابا معلم درمدرسه .به زبان افتادن قاتل پدرشه توسط همسر پرستار.نگرانی نادرو سیمین از اینکه همسر پرستار به ترمه در اطراف مدرسه حمله ور نشه .حرفای سمیه اینکه مادرش دکتررفته بوده اونروز.
    گره گشایی: پدربزرگ میره ازخونه بیرون و علت سقط تصادف پرستار با ماشین .مقصر نبودن نادردرسقط.قسم نخوردن ناحق و حرام دانستن پول به پرستارو پرداخت نکردن دیه

  51. تمرین 2 داستان خودم
    شخصیت اصلی .. زن جوان باردار
    محرک .. فهمیدن نقص ژ نتیک همسرش
    هدف .. مبارزه با تشویش دوران بارداری
    مانع.. غلبه اضطرابات و فشار روحی زیاد
    بحران .. مغلوب شدن و دچار شدن زن جوان به افسردگی شدید پس از زایمان
    نقطه حاد .. بیماری زن به بدترین حالت ممکن به جنون منتهی میشود
    گره گشایی .. بعداز بیست سال زن جوان سلامتی اش را باز میابد ولی ….

  52. جدایی نادر از سیمین

    شخصیت اصلی: نادر
    حادثۀ محرک: مهاجرت و بیماری پدربزرگ
    هدف: جدایی و مهاجرت
    مانع: وجود ترمه و پردبزرگ که ناز به مراقبت داشت
    بحران: عدم اشتراک عقیده‌ی سیمین و نادر در سپردن پدربزرگ به آسایشگاه
    نقطۀ اوج: تصمیم‌گیریی قطعی برای جدایی و هر کسی جداگانه به هدفشون برسند

    گره‌گشایی: فوت‌پدربزرگ و حل شدن دغدغه‌ی نادر بابت مراقبت از پدرش

    داستان خودم

    شخصیت اصلی: شکوفه دختری ۱۶ ساله
    حادثۀ محرک: ازدواج اجباری
    هدف: شکوفه با تمام کوچکی سعی بر کنار آمدن با مشکلات دارد
    مانع: اعتیاد شوهرش
    بحران: مکلات مالی و به زندان افتادن شوهر به دلیل دزدی
    نقطۀ اوج: حراج خانه توسط بانک و نداشتن هیچ سرپناه و پولی برای شکوفه
    گره‌گشایی: طلاق و ازدواج مجدد شکوفه

  53. تمرین درس ۲.
    قسمت ۱.
    – شخصیت اصلی: نادر
    – حادثه محرک : خروج زن پرستار از خانه و بستن دست و پای پدر نادر به تخت و کم شدن پولها و اعتراض و درگیری نادر.
    – هدف : نادر چون خود را در قضیه سقط جنین مقصر نمی دانست از پرداخت پول سر باز زد و زیر بار حرف زور نخواست برود.
    – مانع : اصرار سیمین به پرداخت پول و نیاز آنها به پرستاری از پدر.
    – بحران : شوهر پرستار به نادر و معلم ترمه پرخاشگری می کند و آبروی آنها را در مدرسه میبرد چون ادعا داشت نادر می دانسته که زنش حامله است.
    – نقطه اوج : با حضور همه نادر متقبل پرداخت هزینه می شود و شرط می گذارد که زن پرستار باید به قرآن قسم بخورد.
    – گره گشایی : زن پرستار عذاب وجدان می گیرد و بی گناهی نادر به اثبات می رسد.
    قسمت ۲.
    _ شخصیت اصلی: محمد.
    _ حادثه محرک: به طور آشکار فرشته وحی نازل می‌شود و محمد به نبوت مبعوث گردید.
    _ هدف ؛ محمد مصمم به تبلیغ دعوت الهی گردید.
    _ مانع : شکنجه مسلمانان توسط کفار قریش.
    بحران : به ستوه آمدن اصحاب پیامبر و هجرت آنان به حبشه.
    _ نقطه اوج : همدست شدن قریش بر قتل پیامبر و رفتن آل هاشم به شعب ابوطالب.
    _ گره گشایی : هجرت پیامبر به مدینه و این هجرت مبدا تاریخ مسلمانان شد.

  54. ماه سوم،تمرین دوم،شماره دو:
    شخصیت اصلی: غزل که شکست عشقی اش با ازدواجی درست التیام می یابد اما تولد نوزادش او را دوباره وارد بحران می کند.
    حادثۀ محرک: تولد دختری بسیار کوچک با نقص جسمی
    هدف: رسیدن به آرامش در خانواده
    مانع: نارسایی های جسمی نوزاد،حلما
    بحران: فهمیدن اینکه کودک کمی نارسایی ذهنی هم دارد، اختلال یادگیری و توجه
    نقطۀ اوج: قبول نشدن در مرحله اول سنجش کلاس اول
    گره‌گشایی: کمک گرفتن از مربی ها

  55. شخصیت اصلی نادر
    حادثه محرک .. جدایی و ازهم گسیختگی خانواده
    هدف .. حفظ انسجام خانواده از طرف نادر وتعهد به نگهداری از پدر
    مانع.. نداشتن فرد مورد اعتماد برای نگهداری از پدرو حفظ صداقت در مواردی که اتفاق می افتد
    بحران .. درگیری با پرستار وشوهرش وکشیده شدنش به دادگاه و بد بین شدن دخترش
    اوج .. رضایت دادن برخلاف میل با طنیش برای اینکه زندگیش به روال برگردد و همسرش از طلاق منصرف بشود و قبول پیشنهاد همسرش . اعتراف پرستار به اینگکه نادر ضربه ای به او وارد نکرده
    گره گشایی .. جلب اعتماد دوباره دخترشس به اینکه پدرش رفتار صادقانه ای داشته و حاضر نمیشود همراه مادرش برود وترجیح میدهد با پدر بماند ودر کنار او باشد.

  56. تمرین ۲ ماه سوم:
    +پاسخ تمرین اول:
    *شخصیت اصلی : نادر.
    *حادثه محرک: تصمیم سیمین برای رفتن به خارج و جدایی از نادر.
    *هدف: تلاش نادر برای حفظ آرامش زندگی خودش و دخترش، چه با حضور سیمین و چه بدون حضور سیمین و نگهداری از پدرش.
    *مانع: سیمین که می خواهد جدا شود و مهاجرت کند/ حضور نداشتن پرستار مورد اعتماد برای نگهداری از پدر/ شک کردن ترمه به پدرش در ماجرای هل دادن پرستار/ همسر پرستار که نادر را مقصر سقط جنین همسرش می داند.
    *بحران: تصمیم نادر برای قسم دادن پرستار که بگوید نادر مقصر سقط جنین است یا نه.
    *نقطه اوج: اعتراف پرستار نزد سیمین درباره شک داشتنش در مقصر بودن نادر در سقط جنین.
    *گره گشایی: قبول نکردن پرستار برای قسم خوردن به قرآن و مشخص شدن بی گناهی نادر برای همه چ، مخصوصا دخترش.

    +پاسخ تمرین دوم:
    *شخصیت اصلی: امیرحسین(جوانی که می‌خواهد به سوریه برود)
    *حادثه‌ی محرک: تصمیم امیرحسین برای رفتن به سوریه به عنوان پزشک و کمک به کادر پزشکی.
    *هدف: راضی بودن پدر و مادرش از رفتن امیرحسین به سوریه.
    *مانع: ناراضی بودن پدر و مادر امیرحسین و فشار وارد کردن به او برای ازدواج پیش از رفتن به سوریه.
    *بحران: قبول کردن شرط ازدواج و انتخاب (فاطمه بانو، یکی از دانشجوبان امیرحسین در دانشگاه) برای ازدواج.
    *نقطه اوج: دل بستن امیرحسین به فاطمه بانو علیرغم اینکه قرار بود عقدشان نمایشی و کوتاه مدت باشد.
    *گره گشایی: ازدواج امیرحسین و فاطمه بانو و سفرهای مکرر امیرحسین به سوریه.

  57. احمد علمدار
    تمرین دوم درس سوم
    بخش اول
    شخصیت اصلی: نادر
    حادثۀ محرک: تصمیم سیمین برای سفر به کانادا و زندگی خارج از کشور که منجر به شروع اختلافات بین نادر و سیمین می گردد.
    هدف: تلاش نادر برای نگه داشتن کانون خانواده و ایفای همزمان نقش پدری برای ترمه ، فرزندی برای پدرش و ایفای نقش مادری برای ترمه بعد از ترک منزل از سوی سیمین
    مانع: بیماری پدر که عملا بزرگترین مانع برای نادر در ایفای نقش ها و مسئولیت های جدید اوست و ناتوانی در انجام وظایف خانوادگی از سوی نادر
    بحران: سقط شدن جنین پرستار منزل نادر و تلاش نادر برای اثبات بی گناهی در ماجرای سقط جنین
    نقطۀ اوج: تلاش های نادر برای اثبات بی گناهی و استفاده از تمام راهکارها برای تبرئه شدن و سرانجام تبرئه شدن وی در دادگاه
    گره‌گشایی: تصمیم نهایی برای طلاق و جدایی از سیمین

    بخش دوم
    شخصیت اصلی: یارمحمد
    حادثۀ محرک: وقوع سیل و از بین رفتن سرمایه مادی یارمحمد و مهاجرت به شهر برای ساخت زندگی جدید
    هدف: تلاش برای بازسازی زندگی و رسیدن به زندگی مطلوب
    مانع: عدم آشنایی به زندگی شهری و ساده لوح بودن یارمحمد و نداشتن سرمایه برای ایجاد شغل
    بحران:درگیر شدن در گروه های قاچاق مواد مخدر و زندانی شدن
    نقطۀ اوج: تلاش برای رهایی از زندان و اثبات بی گناهی اش
    گره‌گشایی: تلاش های همسر یارمحمد و ازاد نمودن یارمحمد پس از چند سال حبس

  58. سلام بر شاهین عزیز و پرانرژی
    تمرین ۲ بخش اول
    عناصر داستان فیلم
    شخصیت اصلی: نادر
    حادثه‌ی محرک: تصمیم سیمین برای جدایی و رفتن به خارج
    هدف: ایجاد تعادل در زندگی از طرف نادر بعد از رفتنم سیمین. نگه‌داری از پدر و رسیدگی به دخترش و وظایف شغلی‌اش
    موانع: عدم توانایی برای ایجاد تعادل بین وظایف و مسئولیت‌ها. استخدام یک خانم برای کارهای منزل و نگه‌داری از پدر. گم شسدن پول و دعوا با زن خدمتکار. سقط شدن جنین زن. سمج بودن و مزاحمت‌های شوهر زن.
    بحران: تصمیم‌گیری بر سر اینکه پول توافقی دیه را بدهد یا نه؟
    نقطه‌ی اوج: وقتی‌که زن حاضر نمی‌شود به خاط شکی که دارد قسم بخورد. و پول را قبول نمی‌کند.
    گره‌گشایی: نادر تبرئه می‌شود اما مسئله‌ی طلاق کاملاً حالت جدی به خود می‌گیرد.

    بخش دوم:
    شخصیت اصلی: دختری که در آستانه‌ی ورود به دوران جوانی است. حدوداً در پایان ۱۸ سالگی و آخرین فرزند خانواده.
    حادثه‌ی محرک: مرگ پدر به علت مشاجره‌‌ی عمیق با مادر در شب گذشته بر سر مسائل دختر و سکته کردن ناگهانی او
    هدف: رهایی از رنج درونی و عذاب وجدان ناشی از مرگ پدر. رهایی از دست مادر بیمار .
    موانع: کشمکش با مادر. روابط عاشقانه بی‌حد و مرز. سرخوردگی در هر رابطه و شروع یک رابطه‌ی جدید دیگر. آشنایی با مردی هم‌سن و سال پدرش و تصمیم به ازدواج با او با وجود مخالفت‌های مادر و ناهماهنگی‌های بسیار با مرد.
    بحران: تصمیم برای ایجاد رابطه‌ی جنسی با مرد میانسالی که عاشقش است. برای قبولاندن تصمیم ازدواجش به مادر و ثابت کردن عشقش به مرد و از دست دادن بکارت.
    نقطه‌ی اوج: ناپدید شدن مرد بعد از رابطه. پیدا کردن رد مرد از طریق دوستش. و روشدن تمام دروغ‌هایی که گفته است. متأهل بودن و داشتن دو بچه.
    گره‌گشایی: آوار شدن دنیای دختر و خودکشی کردن او.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *