آموزک
بخش یکم: نشانههای دربرگیر و غیردربرگیر
مدتی مسئولیت ویرایش صوری فرستهها و گرداندنِ کانالی را به عهده داشتم. در آن مقطع، همینطور که نوشتههای رسیده را از نظر صوری ویرایش میکردم، اِشکالات نوشتاریِ فرستهها را میسنجیدم و به خاطر میسپردم. چند ماه که گذشت، متوجه شدم بعضی از اِشکالات نوشتاری، کموبیش در همهی نوشتهها هست؛ البته بعضی از نوشتهها هم خیلی تروتمیز و شستهرُفته بودند و این نشان میداد که نویسندهاش، هم آدم اهلِنوشتن و باسوادی است، هم از اسلوبِ نوشتن سر درمیآورد.
بااینحال، غلبه با نوشتههایی بود که اِشکال داشتند. در این آموزک، میخواهم به اِشکالی که از همه بیشتر بود اشاره کنم و کمی دربارهاش توضیح بدهم. دربارهی اِشکالات دیگر هم در آموزکهای بعدی توضیح میدهم.
اِشکالِ اول دربارهی فاصلهگذاری در نشانهگذاری است. منظورم از نشانهها همان علامتهای سجاوندی است یا همان علامتهای نگارشی؛ مثلِ کاما و نقطه و نقطهکاما و سهنقطه یا مثلِ گیومه و پرانتز و قلاب و آکولاد و علامتهایی از این قبیل. بیایید نشانههای سجاوندی را از همین الان به دو دسته تقسیم کنیم تا راحتتر بتوانیم دربارهشان حرف بزنیم.
یک دسته آنهاییاند که اصطلاحاً بهشان میگوییم نشانههای «دربرگیر»؛ یعنی چیزی را در بر میگیرند. آرمِ کمیتهی امداد را یادتان هست؟ آن دوتا دست، دو نفر را در بر گرفتهاند. درست است؟ نشانههای دربرگیر هم همینطورند و کلمه یا عبارتِ موردِتأکیدِ نویسنده را در بر میگیرند.
خب، با این توصیفها، میتوانید حدس بزنید که کدام نشانهها دربرگیرند؟ درست است، یکی «گیومه» و آنیکی «پرانتز». همین الان بگویم که به پرانتز «کمانک» هم میگویند؛ پس اگر جایی شنیدید، تعجب نکنید. اصلاً بیایید از حالابهبعد کلاً به پرانتز بگوییم کمانک. بهتر نیست؟ اضافه بر گیومه و پرانتز، «قلاب» یا همان «کروشه» و «آکولاد» هم جزوِ نشانههای دربرگیر حساب میشوند.
خب، پس یک دسته شد نشانههای دربرگیر. پس آن دستهی دیگر چه؟ آن دسته، اسمِ خاصی ندارد. شاید بهشان بگوییم نشانههای «غیردربرگیر»؛ مثلِ نقطه، کاما، کامانقطه، دونقطه یا همان علامتِ نقلِقول، سهنقطه، علامتِ سؤال و علامتِ عاطفه که معمولاً و اشتباهاً بهاش میگویند علامتِ تعجب.
خب، حالا برویم سراغ آن اِشکالی که گفتم زیاد تکرار میشود. بهجز همان عدهی خیلی محدودی که گفتم درست و دقیق مینویسند و سواد ازشان میبارد، بقیه وقتی به نشانههای غیرِدربرگیر میرسند، غلط درجش میکنند. دقت کردید؟ گفتم وقتی به نشانههای غیرِدربرگیر میرسند غلط درجش میکنند. خب، مگر چهطور درجش میکنند که غلط است؟! قاعده این است که الان میگویم:
نشانههای غیرِدربرگیر به قبل از خودشان میچسبند و از بعد از خودشان فاصله میگیرند. چندتا فاصله؟ فقط یک فاصله. جورِ دیگری هم میخواهم بگویم. وقتی چیزی مینویسیم و میخواهیم مثلاً بعدش کاما بگذاریم، دیگر فاصله نمیزنیم؛ کاما را میگذاریم و بعدش یک فاصله میزنیم و ادامهی جمله را پی میگیریم. این قاعدهای که گفتم، برای همهی نشانههای دربرگیر باید حتماً رعایت بشود.
خب، برای اینکه مطمئن بشویم درست و کامل یاد گرفتهایم، بیایید فرض کنیم داریم املا مینویسیم و یک نفر دارد بهمان میگوید کِی و کجا نشانه بگذاریم. به این جملهها دقت کنید:
بَهْبَهْ، چه گلِ خوشبویی! دوست دارم بچینمش؛ ولی میدانم که نباید چنین کاری بکنم. میدانید چرا؟ چون در کتابی نوشته شده بود: اگر گلی را بچینیم، ارتباطِ آن با ساقهاش قطع میشود و دیگر نمیتواند آب و موادِ معدنی را از ریشهاش بگیرد و درنهایت، پژمرده میشود و… .
دیدید؟ بعد از همهی نشانهها یک فاصله بود؛ ولی قبل از نشانهها فاصله نبود. همهجا بهجز یک جا. کجا؟ همان جایی که دوباره تکرارش میکنم تا نظرتان بیشتر بهاش جلب بشود؛ یعنی جملهی آخر: «درنهایت، پژمرده میشود و… .». فقط یک جا این قاعده نقض میشود و آن هم وقتی است که نقطه بعد از سهنقطه بیاید. در این حالت، اگر بخواهیم قاعده را رعایت کنیم، چهارتا نقطه پشتِسرِهم ردیف میشوند و دیگر نمیتوانیم راحت تشخیص بدهیم که این در اصل، یک سهنقطه بوده که بعدش یک نقطه آمده و جمله را تمام کرده.
همانطور که خیلی شیک توضیح دادم، این قاعده فقط و فقط و فقط وقتی نقض میشود که نقطه بعد از سهنقطه بیاید. حالا اگر علامت عاطفه بعد از علامتِ سؤال آمد چه؟ بعد از علامتِ سؤال فاصله میگذاریم و علامت عاطفه را درج میکنیم؟ قطعاً نه. اگر بعد از علامت سؤال علامت عاطفه آمد، بدونِ هیچ فاصلهای علامتِ عاطفه را درج میکنیم. یادمان باشد که هیچوقت این ترتیب برعکس نمیشود؛ یعنی اگر قرار باشد هم علامت سؤال را بیاوریم، هم علامت عاطفه را بیاوریم، همیشه اول علامت سؤال را میآوریم و بعدش بدونِ فاصله، علامت عاطفه را میگذاریم.
بسیار خوب! تا اینجا، نسخهی نشانههای غیرِدربرگیر را پیچیدم. حالا برویم سروقتِ نشانههای دربرگیر. قاعدهاش این است:
اگر خواستیم کلمه یا عبارتی را در نشانههای دربرگیر بگذاریم، نشانههایِ دربرگیر از درون، به آن کلمه یا آن عبارت میچسبند؛ ولی از بیرون، با کلمهی قبل و بعدشان یک فاصله میگیرند. همان حالتِ املا را دوباره تصور کنید و به این جمله نگاه کنید:
کشورهایِ آلمانیزبان (آلمان و اتریش و سوئیس) رویهمرفته، بیشترین جمعیتِ اروپا را تشکیل میدهند. به [گزارشِ خبرگزاریِ اروپا] آنگِلا مِرکل صدرِاعظمِ آلمان گفت: «اقتصادِ آلمان در اروپا قویترین است».
آکولاد در متنهای غیرفنی و غیرعلمی بهندرت میآید؛ ولی هر جا بیاید، قاعدهاش همینی است که برای نشانههای دربرگیر گفتم. ممکن است بپرسید اگر نشانهی دربرگیر با نشانهی غیرِدربرگیر پشتِسرِهم آمد چهکار کنیم؟ جواب این حالت در همان مثالِ کشورهای آلمانیزبان هست. یک بارِ دیگر آن مثال را بخوانیم:
کشورهایِ آلمانیزبان (آلمان و اتریش و سوئیس) رویِهمرفته بیشترین جمعیتِ اروپا را تشکیل میدهند. [بهگزارشِ خبرگزاریِ اروپا] آنگِلا مِرکل صدرِاعظمِ آلمان گفت: «اقتصادِ آلمان در اروپا قویترین است».
همانطور که احتمالاً خودتان هم متوجه شدید، اگر نشانهی دربرگیر بعد از نشانهی غیرِدربرگیر بیاید، یک فاصله بینشان میزنیم؛ ولی اگر نشانهی غیرِدربرگیر بعد از نشانهی دربرگیر بیاید، بینشان فاصله نمیزنیم؛ بههمین سادگی، بههمین بامزگی.
میماند یک نکتهی دیگر که مربوط میشود به خطِتیره. دربارهی آن نکته، در آموزک دوم بهطورِ کامل توضیح میدهم.
معین پایدار


ممنون از توضیحات کامل و ساده، واقعا آموزنده بود.
عالی بود ،ممنون
بسیارموجز وعالی بود. ساده و روشن.
چقدر خوب و شفاف همه چیز را توضیح دادید امیدوارم این نکات را یادم بماند و از این به بعد همیشه رعایت کنم .
مختصر، مفید و کاربردی.ممنونم
استاد گرامی ممنون بابت توضیح کاملتون
لطف می کنید نکته آخر را هم با مثال توضح بفرمایید؟ متشکرم
عالی بود. چقدر کامل و گویا توضیح دادید. البته در دوران اشتغال به کارم یک رییس بسیار حساس بر روی علامتهای غیر در برگیر و در برگیر داشتم و اساسی چلاندم تا یاد گرفته بودم اما گاهی عمل نمیکردم انگار وقتی از دست آن رییس رها شدم دوست داشتم آزاد بنویسم. ممنون که دوباره یادآوری کردید.
عالی بود استاد عزیز. من چند ماهی هست که غیردربرگیر ها رو رعایت میکنم.😊😍
عالی بود من این اصول رو برای نشانه های غیر دربرگیر رعایت می کردم ولی واقعا نمی دانستم که باید قبل از نشانه های دربرگیر فاصله بگذارم و همیشه آن را به کلمات قبلی می چسباندم. سپاس از زحمات بی دریغتان
عالی بود استاد شاهین عزیز 🌸🌺🌹 نکاتی مهمی بود که از این لحظه به ان دقت میکنم
دست و دل باز💌
مطالب را بسیار ساده و روان مطرح کردید؛ و این سادگی ، یادگیری را برایمان جذابتر و راحت تر میکند. سپاسِ فراوان 🙏🌺
عالی وساده گفتید.ای کاش در مورد جایگاه علامتهای غیر در برگیر هم توضیح بدید.مثلا کجا نقطه وکجا نقطه ویرگول و… استفاده میشود
سپاس
ساده و گویا
سلام. خیلی خوب و کافی و لازم بود این آموزک. ممنون.
بسیار واضح و روشن
بایلام و عرض ادب، من از تمام علامات درمتن هایم استفاده میکردم ولی قانونش را به این شکل بیان شده نمیدانیتم، ممنون، فقط نمیدانم ویرگول نقطه با ویرکول چه فرقی دارد و چه موقع از ویرگول و چه نوقع از ویرگول نقطه استفاده میشود.
سلام. خیلی خوب و کافی و لازم بود این آموزک. ممنون.
در همین متن «به» باید داخل آکولاد باشد، اشتباه تایپ شده
سپاس فراوان! خوبی این نوشتار در این است که حالا مرجع و معیاری برای درست نوشتن در دست داریم که می شود به آن استناد کرد. من شخصا” تا پیش از این، به شکل حسی، و تا اندازه ای، به این اصول پایبند بودم. ولی از حالا به بعد بیشتر به این قاعده ها توجه خواهم کرد.
بسیار مفید و کارآمد.
خیلی ممنون
سلام و ممنون. من هم همیشه سعیم بر اینه که این موارد رو رعایت کنم بااین حال یادآوری خیلی خوبی بود. سپاس
درود و روز بخیر خدمت همه دوستان و استاد عزیز 🍎 آموزش بسیار کارآمدی بود و برای کتاب در حال نگارش لحاظ خواهم کرد.
بسیار عالی و مفید بود.
مفید بود. ممنونم.
تو اکثر کتاب های چاپی هم این موارد به اشتباه درج میشه. برای من خیلی مطلب مفیدی بود. سپاسگذارم
سلام ممنون استاد عزیز بابت نکاتی که قید کردید
سلام؛ وقت شما بخیر.
تفاوت کاربرد نشانهٔ نگارشی قلاب با نشانهٔ گیومه چی هست؟
سلام و سپاس
بسیار مهم و کاربردی و کامل بود.
سلام استاد، این درس بسیار آموزنده و کاربردی بود؛ امیدوارم این آزمونکها ادامه پیدا کنند.
ببخشید کلمۀ آموزک را اشتباه تایپ کردم